پورتال سازمان

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

 

 

 
 

صفحه اصلی / خبرها / مقاله ها / نرم افزار / بخش آموزش / پیوندها / اعضا / درباره کرمان / آلبوم عکس / گردشگری/تازه ها/ارتباط با ما

 

گزارش های جغرافیایی ایران

 
 


 ابیانه روستايي بازمانده از تمدن ساساني در دامنه کوه کرکس

زعفران ایران

غارکتله خور زنجان

طوفان حاره ای گونو

معرفی دریاچه ولشت

طبیعت زیبای کویری بیابانهای ایران

ماخونیک روستای لی لی پوت های ایران

ویژگیهای جغرافیایی  قله دماوند

گزارش صعود به قله دماوند


ابیانه روستايي بازمانده از تمدن ساساني در دامنه کوه کرکس

روستاي ابيانه که امروز به يکي از محبوبترين نقاط توريستي ايران تبديل شده است و معمولا مجموعه عکسي از ايران بدون تصاويري از ديوارهاي مشهور سرخ رنگ و زنان محلي پوش آن کامل نيست، پيشينه اي بسيار کهن تر از آنچه تصور ميکنيم دارد.

ابيانه روستايي است باستاني که زندگي در سراسر آن جريان دارد و همين جاري بودن زندگي موجب ميشود که توجه گردشگران بيشتر به آنچه در مقابل چشمانشان قرار دارد جلب شود و متوجه قدمت فراوان اين بناهاي به ظاهر روستايي و در باطن تاريخي، نشوند.
ابيانه در مسير کاشان به نطنز در انتهاي جاده اي قرار دارد که براي رسيدن به اين روستا و روستاهاي ديگري چون هنجن، يارند، کنجان، برز و طره ايجاد شده است. ابيانه، در انتهاي اين مسير و در دامنه کوه کرکس واقع شده است و به خاطر موقعيت خاص جغرافيايي و دور از دسترس بودن، همچنان بکر و دست نخورده باقي مانده است.
براي کسي که با شنيدن وصف ابيانه و به شوق ديدن منظره اي چون ماسوله به اينجا آمده باشد، اولين ديدار چندان غير منتظره و مبهوت کننده نيست و در نگاه اول نميتوان تفاوتي ميان اين دهکده بن بست با ساير روستاهاي دورافتاده يافت. فضا در وهله اول دلگير و خاموش به نظر ميرسد اما تنها چند قدم در دل روستا کافي است که هر بيننده اي را سر شوق بياورد، بناهاي اين مجموعه تاريخي از زمان ساسانيان تا اواخر دوره قاجاريه شکوه خود را حفظ کرده اند و سرخي ديوارها ناگهان جذابيت و گيرايي خاصي پيدا ميکند.
اين خاک سرخ که در قسمتهاي شمال و شمال غربي ابيانه موجود است، خاصيت ويژه اي دارد که هرچه بيشتر باران بخورد، محکمتر ميشود. اين ويژگي در وجود اهالي صبور و مقاوم اين روستا نيز به وديعه گذارده شده است و اين مردم ساليان متمادي در مقابل هجوم حوادث تاريخي و بلاياي طبيعي ايستادگي کرده و با عشق به آداب و رسوم و معماري سرزمين خود، به حفظ و نگهداري از بناهاي تاريخي ابيانه پرداخته اند و سبک معماري روستا را در تمام تعميرات با دقت حفظ شده است.
با قدم زدن در کوچه هاي دهکده متوجه همساني خانه ها، پنجره هاي مشبک و دربهاي چوبي ميشويم که اغلب داراي دو کوبه هستند. کوبه اي با صداي رسا و بم مخصوص مردان و ديگري با صدايي ظريفتر و کوتاهتر براي زنان، که به صاحبخانه اطلاع ميدهند مراجع زن است يا مرد.
بعضي از دربها داراي نقش و نگار هندسي يا نام سازنده خانه بوده و يا اشعاري جالب بر آنها نوشته شده است. بسياري از سردرها متعلق به عهد صفويه است و تقريبا جلو تمام خانه ها دو سکوي بزرگ و پهن قرار دارد که خود نشانه اي از مهمان نوازي و معاشرتي بودن اهالي است. اين سکوها نه تنها مکاني براي رفع خستگي رهگذران، که محلي مناسب براي گپ و گفتگوي عصر همسايه ها است. نشستن بر اين سکوهاي چند صدساله، مانند تکيه زدن به تاريخ است و چنان حسي از تعلق به خاک اين سرزمين در تو ايجاد ميکند که تمايلي براي برخاستن نخواهي داشت و تنها شوق ديدن بيشتر است که مجددا انسان را به گشت و گذار فراميخواند.
زنان و مردان ابيانه در هر کجا و هر موقعيت تحصيلي و اجتماعي که باشند، با ورود به روستاي خود مجددا پوشاک محلي به تن ميکنند.

به جرات ميتوان گفت که اهالي ابيانه همه سالمندند، فرزندان اين زنان و مردان سالخورده همه به شهرهاي بزرگ مهاجرت کرده و اکثرا در دانشگاههاي ايران يا کشورهاي ديگر به تحصيل پرداخته اند و درواقع نسل جديد ابيانه ايها، افرادي با تحصيلات عالي هستند. زنان ابيانه بدون استثنا البسه سنتي خود را بر تن ميکنند که شامل چارقدي سفيد با گلهاي خوشرنگ، پيراهن گشاد با يقه و چاك‌هاي تزئين شده با پارچه گلدار و تنبان يا شليته است كه دامني پرچين بوده و ازكمر تا پايين زانو را مي پوشاند.

درهواي زمستاني به اين لباس قطعه ديگري به نام آرخالق زنانه يا نيم تنه مخملي اضافه مي شود. پوشاک مردان نيز تا مدتها به شکل سنتي بوده که متاسفانه امروزه چندان ديده نميشود و تنها شلوار گشاد و گاهي گيوه آن به چشم ميخورد.
گفتگو با اين اهالي که در ظاهر هنوز در خارج از مرز زمان زندگي ميکنند به تو نشان ميدهد که اين زنان و مردان آرام و سالمند، تا چه حد باهوش، دانا و از حوادث روز آگاهند. به گفته آنان، زنان و مردان ابيانه در هر کجا و هر موقعيت تحصيلي و اجتماعي که باشند، با ورود به روستاي خود مجددا پوشاک محلي به تن ميکنند. آنها در گفتگو با يکديگر به زباني که اصطلاحاً آن را فرس قديم مي‌گويند و شاخه‌اي از زبان رايج مردم منطقه نطنز، سيمه و جوشقان قالي است و در گفتگو با ديگران به زبان فارسي سليسي که کلمات بيگانه اندکي دارد صحبت ميکنند.
از آنجا که در دامنه‌هاي شيب‌دار ابيانه فضاي کافي براي ساختن خانه‌هاي مورد نياز وجود ندارشته، هر خانواده انبار غار مانندي در تپه‌هاي يک کيلومتري روستا، در کنار جاده و نرسيده به ابيانه ساخته است. اين غارها که از بيرون تنها درهاي کوتاه و محقر آن نمودار است براي نگهداري دام‌ها، آذوقه زمستاني و لوازم اضافي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
اين روستاي کوچک و کم سکنه، مامن بناهاي تاريخي متعددي است که شرح تمام آنها در اينجا نميگنجد و ما تنها به تعدادي از مشهورترين آنها پرداخته ايم: قديمى ترين اثر تاريخى ابيانه، آتشكده هارپاک است كه مانند ديگر بناهاى ده در سراشيبى قرار گرفته است. آتشكده ابيانه را نمونه اى ازمعابد زردشتى دانسته اند كه در مناطق كوهستانى ساخته مى شده و از نشانه هاي موجود بر ديوارها ميتوان متوجه شد که اين بنا مربوط به عهد ساساني است.
مهمترين بنا و اثر تاريخى اين روستا مسجد جامع است که در آن آثاري چنان قديمي و ارزشمند وجود دارد که بيشتر به موزه شبيه است. از جمله اين اشياء ميتوان به محراب چوبي منحصر به فردي که در شبستان زير مسجد قرار دارد و در اطراف آن سوره "ياسين" به خط کوفي گلدار و ساده کنده کاري شده و متعلق به سال ۴۷۷ هجري قمري است.
مسجد تاريخى ديگر ابيانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره اى در كوهستان بنا شده و بر در ورودى شبستان آن تاريخ ۹۵۲هجري ثمري، يعني اوايل دوران صفويه، مشاهده مى شود. با ورود به اين مسجد که با سادگي باشکوه و دخيلهاي رنگارنگ و فانوسهاي اهدايي اهالي و حاجتمندان تزئين شده و خواندن آيات قرآن بر روي تخته کوبيهاي سقف، دليل نامگذاري اين مسجد را ميفهميم. اينجا، با حال و هواي روحاني خود، به يقين محل گرفتن حاجت است.
مسجد پرزله که در يکي از قديميترين بخشهاي روستا بنا شده، داراي دري است متعلق به دوره ايلخانان و داراي تاريخ ۷۰۱ هجري قمري. اين درب، قديميترين درب موجود در روستا و داراي تزئيناتي مشابه با تزئينات مقبره بايزيد بسطامي است. اين در قديمي با مايع مخصوصي پوشانده شده که آنرا تا امروز از گزند حشرات و عوامل خارجي ديگر مصون داشته است.
درابيانه همچنين دو زيارتگاه وجود دارد كه يكى با گنبد هشت ضلعي و کاشيکاري فيروزه اي، شاهزاده عيسى و شاهزاده يحيى نام دارد که به گفته اهالى، فرزندان امام موسى كاظم (ع) بوده اند.
خانه هاي قديمي، سه قلعه، نخل زيباي چوبين و مراسم زيباي ساليانه در اين روستا هر يک شرحي جداگانه لازم دارد که در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت و در اينجا تنها ديدار از اين روستاي کهن سال، ژر جنب و جوش و زنده، که تاريخ مجسم و نشانه اي از آداب و سنن، تاريخ و فرهنگ ايران است را به تمام دوستداران تمدن ايران توصيه ميکنيم .

به نقل از سایت خبری فریا                                                                                                 تصاویر ی از این روستا


زعفران چیست

شاید در سراسر ایران کسی نباشد که تاکنون طعم زعفران را در غذاها و شیرینیجات ایرانی نچشیده باشد، اما شاید افرادی باشند که ندانند زعفران چیست و چگونه و با چه زحمت طاقت فرسایی تولید می شود. زعفران که گرانقیمت ترین ادویه جهان است، درواقع کلاله گل زعفران کراکوس، از انواده زنبقیان است.

این گیاه در پاییز گل میدهد و در طی ماههای تابستان در حالت استراحت قرار میگیرد. دلیل اینکه زعفران بسیار گرانقیمت بوده و به طلای سرخ شهرت دارد، این است که از هر 150گل ، یک گرم زعفران و از حدود 147هزار گل تازه ، یک کیلو زعفران خشک به دست می آید و به علت داشتن طعم، رنگ و عطر عالی ، کاربردهای فراوانی در تولید فرآورده های غذایی، دارویی و شیمیایی دارد.
گل زعفران معمولا به رنگ بنفش کمرنگ و ارغوانی است اما گذشته از فرم گل و رنگ زیبای آن، آنچه در این گیاه متمایز است، سه کلاله قرمز درخشان به طول 25 تا 30 میلیمتر است که از میان گلبرگها به بیرون آویخته است.
ایران با متوسط تولید 100تن در سال ، در زمینه تولید زعفران مقام اول را دارد. اسپانیا با تولید متوسط 25 تن ، مقام دوم و کشورهای هندوستان ، جزایر اسپرون روسیه، سنگاپور، مالزی، ژاپن، تایوان، چین، فرانسه، ایتالیا، آلمان، استرالیا و یونان با تولید متوسط 25 تن ، مجموعا مقام سوم را به خود اختصاص می دهند. مرکز اصلی پرورش این گیاه ، مناطق کویری و کم آب جنوب خراسان و سابقه زعفران کاری در این منطقه ، به 700 سال پیش بازمی گردد. زعفران از معدود گیاهانی است که در شرایط سخت زیستی پرورش می یابد. در سال به دو مرتبه آبیاری نیاز دارد و آب حاصل از بارش باران و برف برایش کافی است.
مبداء و پیدایش
ایران و کشمیر از جمله مناطقی هستند که زعفران برای اولین بار در آن کاشته شده است. بنا به نظر مورخین و متخصصین، ترویج زراعت زعفران از این مناطق به سراسر دنیا، نتیجه جنگها و استیلای کشورهای پیروز بوده است، چنانچه در اسپانیا، آشنایی مردم با زعفران و زراعت آن پس از فتح کشور توسط اعراب و حکومت مسلمین در این سرزمین به وجود آمد. در غرب، قدیمیترین اشاره به زعفران در یک کتاب دستورالعملهای درمانی انگلیسی یاleechbook و متعلق به قرن دهم است اما پس از آن و تا زمان معرفی مجدد آن توسط جنگجویان صلیبی، دیگر در اروپای غربی از آن یادی نشده است. این نظریه وجود دارد که زعفران از طریق مهاجمین مغولی که پیاز آنرا از ایران همراه آورده بودند، به چین رسیده است، که البته این گفته در کتاب طبی چینی متعلق به سالهای 1552-78 نیز تایید شده است.
زعفران ایران
این گیاه که به خاطر رنگ زیبا، کلاله های پر عطر و طعم استثنایی آن گرامی داشته میشود، یک محصول زراعی ویژه ایران است که شیوه کشت، برداشت و نگهداری آن تا سالها از اسرار کشاورزان ایرانی بود که میخواستند از این طریق حق امتیاز کشت و تولید این ادویه را در انحصار خود داشته باشند.
نواحی اصلی کشت زعفران در ایران، مناطق شرقی کشور هستند. سالیان متمادی است که استان خراسان توانسته است زعفرانی با بهترین کیفیت تهیه و صادر کند، به طوری که اکنون 90% زعفران کشور، محصول خراسان بوده و زعفران قائنات این استان از شهرت فراوانی برخوردار است.
زعفران ایران به خاطر تجربه فراوان کشاورزان و انتقال سینه به سینه روشهای کشت و برداشت آن در طی نسلها، توانسته است همچنان در مقایسه با محصول کشورهای دیگر جهان، کیفیت برتر خود را حفظ کند و همچنان به خاطر عطر، طعم و رنگ بی نظیر خود، در سراسر جهان مشهور است.
بخش اعظم زعفران تولید شده در کشور، به اسپانیا صادر میشود، در آنجا این زعفران همراه با محصول اسپانیایی به نقاط دیگر جهان صادر میشود- که در این بخش، سود اصلی فروش زعفران با اسپانیا و کشورهایی است که زعفران فله را در بسته بندیهای کوچک و با قیمت گزاف به فروش میرسانند. در حال حاضر تولید زعفران در اسپانیا رو به کاهش است زیرا نه تنها دستمزد کارگران افزایش یافته است، بلکه جوانان نیز هیچ علاقه ای به کار در این بخش نشان نمیدهند. البته مدتی است که اسپانیا از تولید کنندگان اصلی زعفران جهان نیست و محصول آن نیز به هیچ وجه از جمله زعفرانهای مرغوب نبوده است.
برداشت محصول
برداشت محصول زعفران با چیدن گلها در اولین ساعات صبحگاه آغاز میشود. سپس کلاله های سرخ رنگ با دست از گلها جدا میشود. کار برداشت باید قبل از طلوع خورشید انجام شود و کلاله های جدا شده به مدت 5 تا 7 روز در مکانی سایه دار، گرم و خشک قرار داده میشوند تا خشک شوند. گاهی خشک کردن زعفران با شیوه های خاص حرارت دهی انجام میگیرد. مرحله بعد پس از خشک شدن کلاله ها، جدا کردن و بسته بندی محصول است.
برداشت محصول و جدا سازی کلاله ها کاری بسیار وقت گیر و مشکل است. یک زمان گیری در کشتزار زعفرانی در اوتاگوی مرکزی نشان داده است که به طور متوسط برای چیدن 1000 عدد گل 55-45 دقیقه زمان لازم است و جدا کردن کلاله این تعداد گل، 130-100 دقیقه زمان میبرد. به این ترتیب برای تهیه یک کیلوگرم زعفران خشک، 470-370 ساعت زمان نیاز داریم.
کیفیت زعفران به اندازه هر کلاله و مقدار محصول مرغوب هر گل بستگی دارد.در نتیجه بسته به کیفیت گل، برای تهیه یک کیلوگرم رشته های زعفران خشک، به 70 هزار تا 200 هزار عدد گل نیاز هست.
انواع محصولات زعفران
زعفران نگین سرگل:
این زعفران، خالص، نشکسته و شامل کلاله بدون خامه (قسمت زرد و سفید ) است. تفاوت آن با نوع سرگل معمولی در بلندتر و ضخیمتر بودن کلاله هاست. رنگ دهی آن بسیار بالا و بیش از 250 USP است.
زعفران سرگل درجه یک:
این نوع زعفران کاملا خالص بوده و شامل کلاله کامل و نشکسته بدون خامه است. قدرت رنگ دهی این زعفران بسیار زیاد بیش از 250 USP- است.
زعفران سرگل درجه دو:
این زعفران از نظر مشخصات کلی مانند نوع اول است اما قدرت رنگ دهی کمتری- حدود 220 تا 250 USP- دارد.
زعفران پوشال درجه یک:
این نوع محصول شامل کلاله همراه با دو-سه میلیمتر از خامه است. قدرت رنگ دهی آن حدود 220 USP است.
زعفران پوشال درجه دو:
این نوع زعفران مانند نوع درجه یک اما با قدرت رنگ دهی زیر 220 USP است.
زعفران دسته درجه یک:
این نوع زعفران شامل کل کلاله است، که قسمت سرخ آن بیشتر و قسمت سفید کمتری دارد. زعفران دسته درجه دو: این نوع زعفران نیز شامل کلاله کامل، اما با سرخی کمتر و سفیدی بیشتر است.
خامه زعفران:
شامل بخش سفید و زرد رشته زعفران است که رنگ چندانی نداشته اما مصارف دارویی فراوانی دارد.

به نقل از سایت خبری فریا


معرفی غار کتله خور زنجان

"غار "کتله خور" در حدود 400 کیلومتری غرب تهران، در جنوب استان زنجان و در نزدیکی شهر کوچک گرماب قرار گرفته است. این غار زیبای خشک - آبی در دل کوه ساقیزلو، در آهک های الیگومیوسن مربوط به دوران سوم زمین شناسی پدید آمده و بر اساس نظریه های علمی و نقشه های زمین شناسی، تقریبا حدود 30 میلیون سال قدمت دارد. کتله خور یکی از بهترین و ارزشمندترین نمونه های غارهای آهکی در دنیاست. غار کتله خور دارای سه طبقه خشک و طبقه چهارم به بعد مسیرهائی بصورت آبی است. زمین شناسان احتمال تشکیل چهار طبقه دیگر را تا سفره آب زیر زمینی نیز داده اند. در سال 2003 میلادی حدود 30 کیلومتر از مسیرهای متعدد غار توسط زمین شناسان آلمانی و سوئیسی نقسه برداری شد. به گفته راهنمای بازدید ازغار، تنها یک درصد طبقه اول غار که حدود 2.5 کیلومتر طول دارد، از سال 1372 بصورت مسیر رفت و برگشتی، برای بازدید عموم - پیاده روی - در نظر گرفته شده است. البته مسیر دیگری هم شناسایی شده است که تنها برای استفاده پژوهشگران و سنگ نوردان حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرد، که دارای پرتگاه ها و دره های عمیقی است و بازدید عموم از آن ممکن نیست. طبیعت بیرون غار از تپه ماهورهای نه چندان بلندی تشکیل شده که تقریبا خشک و بایرند . غار در دل همین تپه های بایر قرار گرفته است و دنیایی کاملا متفاوت با بیرون را ارائه می کند. غار "کتله خور" به راستی یکی از شگفتی های منحصر به فرد طبیعت ایران است."

تصاویر بیشتر در سایت بی بی سی


معرفی دریاچه ولشت

ولشت 

در کیلومتر 25 جاده چالوس- کرج، شهر مرزن آباد واقع گردیده است. در بخشهای شرقی و غربی مرزن آباد، دو منطقه ییلاقی به نامهای کجور و کلاردشت واقع شده اند که دارای چشم اندازهای طبیعی و فرهنگی دیدنی و جذابی هستند. کلاردشت در بخش غربی و  12 کیلومتری مرزن آباد در یک خط مستقیم واقع شده است. نام این منطقه در منابع تاریخی و جغرافیائی قدیم با نامهای کلار و کلارآباد آمده است. کلاردشت در موقعیت جغرافیایی 36 درجه و 29 دقیقه عرض شمالی و 51 درجه و 6 دقیقه طول شرقی و در دامنه های شمالی سلسله جبال البرز قرار دارد. در بخش جنوب غربی این منطقه کوه معروف و نسبتا مرتفع علم کوه واقع شده است. آب و هوای منطقه سرد کوهستانی می باشد. رودخانه ها و چشمه های زیادی در آن جاری هستند که مهمترین آنها رودخانه سرد آبرود است. این رودخانه از کوههای غرب کلاردشت سرچشمه می گیرد و پس از مشروب کردن بخشی از اراضی کلاردشت در منطقه غرب چالوس به دریای خزر می ریزد. از جاذبه های دیگر کلاردشت در یاچه های کوچک و بزرگ آن است که بر جاذبه های طبیعی آن می افزاید . دریاچه ولشت یکی از 10 دریاچه آب شیرین کشور محسوب می شود که در این منطقه واقع شده و محیط زیست مناسبی را برای پرندگان و آبزیان فراهم نموده است. گونه های گیاهی و جانوری کلاردشت نیز از دیگر ویژگی های آن هستند .
مجموعه ویژگی های طبیعی کلاردشت شرایطی را فراهم نموده که از دیرباز این منطقه مورد توجه انسان و سکونت وی قرار گرفته است. امروزه شواهد فراوان برجای در زمینه های باستان شناسی ،مردم شناسی ،صنایع دستی و هنرهای سنتی حکایت از غنای فرهنگی این منطقه دارد .

دریاچه كوهستانی ولشت در جنوب غربی شهر چالوس و در شمال شرقی كلاردشت و در ارتفاع یك هزار متری از سطح دریاچه خزر قرار دارد.
مسیر دسترسی به آن از شهر چالوس و از طریق كندوان و محور ارتباطی چالوس به تهران آغاز و پس از طی
بیست و سه كیلومتر و بعد از پل كجور و گذر از سربالایی ها و پیچ های جنگل تا كنار دریاچه ادامه می یابددریاچه ولشت به دلیل چشم انداز سبز و طبیعت منحصر به فرد آن از جمله دیدنی ترین میراث طبیعی كشور محسوب می شود كه این امر هر ساله بسیاری از گردشگران را برای بازدید از این منطقه جلب می كند. حضور گردشگران بدون نظارت طی سال های گذشته  طبیعت این منطقه آسیب پذیر و اكوسیستم طبیعی آن را دگرگون كرده است.
 هنوز امكانات بهداشتی مناسبی برای استفاده گردشگران از منطقه در نظر گرفته نشده و مرز مناطق حفاظت شده از سایر مناطق مشخص نیست و این امر بحران زیست محیطی را در این منطقه تشدید كرده است.
قطع نیزارهای اطراف دریاچه ولشت توسط روستاییان برای مصارف ساختمانی و آتش سوزی های گسترده در این مناطق طی سال های گذشته آسیب های جبران ناپذیری را به طبیعت دریاچه ولشت وارد كرده و تخریب این نیزارها كه به عنوان یك پناهگاه طبیعی برای تخم ریزی و باروری آبزیان دریاچه محسوب می شوند زنجیره حیات این دریاچه را به مخاطره افكنده است.
دریاچه ولشت دارای اكسیژن و دمای متفاوتی با سایر نقاط كلاردشت است و ورود آلاینده های محیطی حیات انواع آبزیان چون ماهی سفید، اردك ماهی، شاه كولی و حتی جلبك ها و پلانگتون ها را در معرض تهدید قرار می دهد.

ولشت

به نقل از سایت باشگاه گشتا و سایت شخصی محمود کویر


طبیعت زیبای کویری بیابانهای ایران

فصل پاییز فرصت مناسبی است برای طبیعت گردان و علاقمندان کویر تا از زیبایی های کویرهای ایران لذت ببرند. چشم اندازهای بسیار زیبا از اشکال فرسایش بادی کویری، دشت های نمکی وسیع و سفید، تلماسه های طلایی، آسمان زیبا و پرستاره و هوای پاک از جمله جاذبه های مناطق کویری ایران هستند که  مقصد جمعی از گردشگران ایرانی را شکل می دهند. مناطق بیابانی کاشان و کویر مرنجاب نیز به دلیل نزدیکی به پایتخت یکی از پرطرفدارترین گردشگاه ها برای علاقمندان طبیعت کویر است. و هر پایان هفته تعداد زیادی از طبیعت گردان برای تماشای زیبایی های کویر و بازی در تلماسه های کویرهای مرنجاب به این منطقه سفر می کنند.این منطقه دربرگیرنده همه آن چیزهایی است که در یک مسافرت بیابانگردی در طبیعت زیبا و دست نخورده لازم است. دشت های نمکی وسیع و سفید، تلماسه های طلایی، زرد و قرمز، منظره جذاب ستارگان در شب مناظر کم نظیر و تماشایی برای مسافران بیابان بوجود می آورد.

تصاویر بیشتر در سایت بی بی سی


به نام آفریننده کوهها

ویژگیهای جغرافیایی دماوند

1 

مقدمه

قله دماوند به عنوان بلند ترین نقطه فلات ایران با دارا بودن 5671متر ارتفاع در بخش میانی و مرکزی رشته کوه عظیم البرز واقع شده است و این رشته کوه به طول 600کیلومتر از شرق به غرب کشیده شده است و مانند سد ی عظیم قوسی شکل بین سواحل دریای مازندران و فلات مرکزی ایران (دشت کویر) قرار دارد. رشته کوه البرز نتیجه موج چین خوردگی آلپی در اواخر دوره ترشیاری (دوران سوم زمین شناسی بین 65 تا2 میلیون سال قبل )به وجود آمده است . اما قله دماوند با قله مخروطی شکل ، مظهرقدرت یک آتشفشان قدیمی نیمه فعال است که در اوایل دوره کواترنری(دوران چهارم زمین شناسی از 2میلیون سال قبل تا عصر حاضر)فعال بوده است .ولی هم کنون به عنوان یک آتشفشان نیمه فعال که در مرحله فعالیت فومرولی است که نشانه آن خروج دود و بخارات متصاعده و گاز گوگرد از دهانه آن است که به علت تقطیر بخار آب از فاصله خیلی دور بخارهایی که از قسمت راس آن خارج می شوند تقریبا ابر مانند جلوه می کنند.و همچنین در دامنه کوه دماوند تعداد زیادی چشمه آب معدنی و آب گرم وجود دارد که حاوی املاح مختلف بوده واز نظرپزشکی در درمان برخی بیماری ها منجمله روماتیسم و امراض پوستی وسو هاضمه و ... مفید است . که مهمترین آنها آب گرم لاریجان  وآب معدنی آب اسک است که حاوی مقدار زیادی H2S است.

دماوند در حدود 1500تا2000متر از سایر کوههای اطراف خود در سلسله کوههای البرز مرتفع تر است که دلیل آن انباشته شدن مواد خروجی از دهانه آتشفشان بر روی چین خوردگی البرز است . دهانه مرکزی دماوند در طول جغرافیایی 52درجه و6 دقیقه و34 ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی 35 درجه و 57 دقیقه و5 ثانیه عرض شمالی قرار دارد و تقریبا در 20 کیلومتری شمال شرقی حد تقسیم آبهای کوههای امامزاده هاشم واقع شده است . شکل دهانه تقریبا بیضی شکل است و قطر دهانه حدود 250 متر و عمق آن 20 الی 30 متر است . در اطراف دهانه از جاهایی بخار آب گرم و گازهای گرم نظیر گاز گوگرد متصاعد می شود و این نشانه این است که منبع ماگمایی دماوند در اعماق زمین هنوز به طور کامل سرد ومنجمد نشده است  و  زردی اطراف قله نیز  مربوط به گوگردی است که بخارهای متصاعده که حاوی مقدار زیادی H2S هستند به وجودآورده  است.

اسید های حاصل از بخارات نیز روی سنگهای اطراف قله اثر گذاشته است و آنها را بشدت تجزیه وخرد کرده است واز چند جا گاز با فشار زیاد بیرون می زند.

دماوند یک آتشفشان پرگدازه و از نوع مختلط (آرام و انفجاری) بوده است و مقدار سنگهای آذرین آن نسبتا کمتر است و بزرگترین گسترش گدازه های دماوند در حدود 28 کیلومتر در امتداد خط پلور نونال است . و امروزه گدازه های دماوند مساحتی کمی بیشتر از 400 کیلومتر را می پوشاند .

 جهت صعود به دماوند چندین مسیر گشوده شده است که مهمترین و پر تردد ترین آنها 1- مسیر جبهه جنوبی دماوند از طریق جاده هراز  - شهر پلور شهرکوچک رینه قابل دسترس است . و سایر مسیر های مهم دیگر شامل 2- مسیر جبهه غربی و 3- مسیر جبهه شرقی دماوند از طریق جاده هراز شهر گزنه و دره گزنه  و 4- جبهه شمال شرقی آن از طریق روستای لاندل  جاده فرعی در جاده هرازقابل دسترس هستند .

گزارش صعود به دماوند

سرانجام بعد از مدتهاانتظار و تمرین های سخت ومداوم جهت کسب آمادگی صعود به مرتفع ترین قله ایران ( قله دماوند) از طریق جبهه جنوبی آن میسر گردید و تنی چند از اعضا گروه شنگستان به همراه دوستان دیگر ازدیگر گروههای شهرستان کرمان جمعا به تعداد 30 نفر به سرپرستی آقای علیرضا جاوید نیا و همراهی و راهنمایی ارزشمند پیش کسوتانی همچون آقای بختیار جلالی راهی قله دماوند شدیم.

حرکت ما از کرمان با قطار ظهر روز دوشنبه 16/5/1385بودو با ساعاتی توقف در ایستگاه یزد و جابجایی قطارعازم تهران شدیم وصبح روز سه شنبه 17/5/1385مصادف با 13رجب 1427قمری (روزپدر)ساعت 5/5 صبح وارد ایستگاه راه آهن تهران شدیم در حالیکه دوستان همنورد کرمانی مقیم تهران(آقای تکلوزاده و دوستانش)با اتوبوسی منتظر ما بودند وبلافاصله سوار بر اتوبوس در جاده هراز راهی دماوندشدیم.تقریبابا طی 100کیلومتربه شهر پلور رسیدیم که اینجا جاده ای فرعی است که از جاده هراز به طول 28 کیلومتر به شهر کوچک رینه منتهی می گردد. بعد از رسیدن به شهر رینه در استراحتگاه کوهنوردان که زیر نظر فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران وبه یاد دو عزیز کوهنورد و راهنمای کوه دماوند  که در سال 1382 در یک واقعه غیر منتظره در کوهستان جان خود را از دست دادندساخته شده بود ، توقف نموده وبعد از کمی استراحت و تدارک مایحتاج وآماده نمودن وبستن کوله هاجهت صعود سوار بروانت های نیسان کرایه ای شدیم ودر جاده ای خاکی تقریبا به طول 10 کیلومتر به اولین نقطه شروع صعود یعنی بارگاه اول موسوم به گوسفند سرا رسیدیم در گوسفند سرا مسجدی با نام مسجد صاحب الزمان با گنبد زرد طلایی قشنگ اما با درهای بسته وجود داشت و کنار آن اتاق ها وسرویس های بهداشتی جهت استفاده کوهنوردان بود که متاسفانه بسیار کثیف و بعضا غیر قابل استفاده بود و حتی تنها منبع ولوله آبی نیز که وجود داشت درتصرف اهالی بومی بود واجازه استفاده به کوهنوردان رانیز ندادند که حتی بر سر این موضوع مشاجره لفظی نیز در گرفت ودر آخر نا امید از تهیه آب آماده حرکت به سمت قله شدیم.

در ساعت 12 ظهر روز سه شنبه 17/5/1385گروه صعود خود را از گوسفند سرا در ارتفاع2950 متری به سمت جانپناه بارگاه سوم که در ارتفاع4150متری واقع است آغاز نمود در این لحظه وضعیت هوا نیمه ابری دما تقریبا25 درجه سانتی گراد بودو باد ملایمی می وزید .

به دلیل عدم تناسب در توانایی های افراد گروه  به ناچار گروه به دو تیم تقسیم شده ، افرادی که آمادگی وتوانایی بیشتری داشتند به سرپرستی آقای بختیار جلالی سریعتر  حرکت نموده و در ساعت14:30به بارگاه سوم رسیدند وگروه بعد که افراد آن آمادگی و توانایی کمتر داشتند به سرپرستی  آقای علیرضا جاوید نیا حرکت نمودند.

بالاخره با اختلاف 2تا 3ساعت همه اعضا گروه به موفقیت و سلامت به جانپناه بارگاه سوم رسیدند . به خاطر ایام بین التعطیل گروههای زیادی از اقصاء نقاط ایران عازم دماوند شده بودند که جانپناه کوچک اینجا ظرفیت پذیرش همه آنها را نداشت وبه همین دلیل چادر های زیادی در اطراف جانپناه بر پا شده بود که افراد گروه ما نیز تعدادی چادر با خود داشتند و چادر های خود را برپا نمودند به محض برپایی اولین چادر هوا ناگهان متغیر شد و تمام آسمان را ابر تیره ای پوشاند و باد نسبتا شدیدی شروع به وزیدن نمود و بلافاصله رگبار شدیدی همراه با دانه های کوچک تگرگ شروع به ریزش نمود و ساعتی نیز ادامه داشت که باعث نگرانی همنوردان از وضع متغیر هوا شد که شاید فردا مانع صعود  گروه گردد. اما چندی بعد بارش قطع گردید و ابرها پراکنده شدند و آسمان آبی نمودار شد.

تعدادی از افراد گروه که چادر نداشتند ، چادر هایی که توسط فدراسیون کوهنوردی برپا شده بود را اجاره نمودند بطوریکه همگی افراد گروه شب را در زیر چادرها استراحت نموده تا فردا ی آن شب آماده حمله به قله گردند.

صبح روز چهارشنبه 18/5/1385بعد از ادای فریضه نماز صبح تیم حمله گروه جهت صعود به قله دماوند آماده شدند و حرکت خود را در ساعت  4:30 از بارگاه سوم شروع نمودند و مجددا  افراد آماده گروه به سرپرستی آقای بختیار جلالی و دیگر افراد به سرپرستی آقای علیرضا جاوید نیاراهی قله شدند و چندتن از دوستان هم گروه نیز به دلایلی نتوانستند در برنامه صعود به قله شرکت نمایند و در جانپناه ماندند . مسیر صعود از بارگاه سوم به سمت قله از طریق دره ای است که از جانپناه به سمت قله ادامه دارد می باشد در انتهای دره می بایست بر روی گرده یک یال که به سمت قله منتهی می گردد سوار شد . در تمام طول مسیر ، راه پاکوب بسیار واضح دیده می شود که به خوبی مسیر صعود به قله را مشخص می سازد و علاوه بر آن در طول مسیر گروههای زیادی وجود داشت که در حال صعود به به قله بودند و کمتر کسی دچار سردر گمی پیدا نمودن مسیر می شود . در را ه از نزدیکی آبشار یخی دماوند عبور نمودیم که این محل تقریبا نیمه راه صعود از جانپناه به قله می باشدو بعد از گذشتن از آبشار یخی به تدریج که به قله نزدیک می شدیم شیب افزایش پیدا می نمود بطوری که نزدیکی قله قبل از تپه گوگردی دامنه نسبتا پر شیب صخره ای و سنگلاخی و ریزشی بود که هر آن امکان خطر ریزش کوه و پرتاب سنگ وجود داشت و می بایست کاملا مواظب می بود تا حادثه ای رخ ندهد . فقط در این قسمت مسیر کمی صخره نوردی داشت اما بیشتر مسیر صعود به قله کوهپیمایی دامنه ای با شیب نسبتا تند و نفس گیر است .بعد از گذشتن از مسیر صخرهای به تپه گوگردی میرسیم که 500الی 600متر زیر قله قرار دارد . این تپه که حاصل خروج خاکسترهای آتشفشانی و متصاعد شدن گوگرد از منافذ گوناگون حاشیه قله  به وجود آمده است دارای رنگ روشن سفید و زرد لیمویی کم رنگ است  گرچه دارای شیب ملایمی است اما به دلیل کاهش غلظت هوا و کمبود اکسیژن در هوا و به دلیل بالا بودن ارتفاع و همچنین انتشار گاز گوگرد از منافذ گوناگون تنفس را دچار اشکال نموده و علاوه بر عوارض کمبود اکسیژن در خون استشمام گاز گوگرد با عث ایجاد حالت تهوع و سرگیجه و سردرد می گرددو کوهنوردان باید کاملا مواظبت نموده و حتی المقدور سعی نمایند از منافذخروج گاز گوگرد  دوری نموده ودر مسیر پخش این گاز که توسط باد منتشر می گردد قرار نگیرند .و همچنین می توانند از ماسک های مخصوص یا ماسک های معمولی طبی که آغشته به سرکه شده استفاده نموده و چنانچه دارای حالت تهوع شدند با استشمام بوی سیر از این حالت جلوگیری نمایند.

به تدریج با  نزدیک شدن به قله وضعیت هوا کم کم  رو به سردی گرایید و مه شدیدی همه جا را پوشاند و ریزش برف ملایمی نیز وجود داشت که حرکت را مشکل تر می نمود و به گفته افراد با تجربه تر گروه در این حالت نسبت به هوای صاف و آرام  گاز گوگرد بیشتری مجاور سطح زمین باقی مانده و مشکلات بیشتری را به وجود می آورد . متاسفانه مه شدید اطراف قله میدان دید مارا بسیار کاهش داده بود به طوری که نتوانستیم از تمام مناظر زیبای اطراف قله لذت کامل را ببریم  اما این دگرگونی وضع هوا نتوانست مانع صعود تیم حمله برای فتح قله گردد . نهایتا تیم تندرو گروه شامل آقایان بختیار جلالی  - عین ا... امانی زاده مهندس مهدی کریمی فر  و ماشااله جلالی فر راس ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 18/5/1385بعد از طی مسیر بسیار آزار دهنده تپه گوگردی بر بلندای قله مخروطی آتشفشانی دماوند  با ارتفاع 5671 متر گام نهاده  وموفق به  فتح مرتفع ترین قله فلات ایران شدند .

بقیه افراد تیم حمله  به سرپرستی آقای علیرضا جاوید نیا به تدریج با اختلاف زمانی چند ساعت موفق به فتح قله گردیدند .و سپس بعد از فتح قله همه افراد گروه در غروب همان روز با سلامتی وخوشحالی یک صعود موفق و بسیار دلچسب به استراحتگاه کوهنوردان در رینه بازگشت نموده وهمان شب افراد گروه جهت رفع خستگی حاصل از صعود سخت وطاقت فرسا به منطقه آب گرم لاریجان عزیمت نموده و شب را در لاریجان که در جوار کوه با صلابت دماوند قرار دارد و دارای چشمه های آب گرم بسیار خوب و جذابی است ، به استحمام  و استراحت در جوار چشمه های آبگرم پرداختند و صبح روز بعد عاری از هر گونه خستگی یک صعود سنگین به ادامه سفر و فکر بازگشت به شهرمان مشغول گشتیم .و به امید یک صعود موفقیت آمیز دیگر ، دماوند را با خاطره ها ولحظات خوشی که با آن سپری کردیم وداع نمودیم .

تصاویر بیشتر


ماخونیک روستای لی لی پوت های ایران


 ایران کشور چهار فصل است. ایران کشور ادیان مختلف است. ایران کشور نژادهای گوناگون است. ایران، استانی دارد به نام خراسان جنوبی و خراسان جنوبی، یکی از استان های بزرگ و با جاذبه های تاریخی و گردشگری است.
روستاهای شگفت انگیز چون کندوان، ماسوله،‌ میمند، ابیانه و... در ایران کم نیستند و یکی از 8 روستای معروف و تاریخی کشور در استان بیرجند جنوبی واقع است. این روستا، ماخونیک نام دارد.
روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزء دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند محسوب می شود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند و در فاصله 143 کیلومتری این شهرستان واقع شده است.
ماخونیک، روستایی است معروف به روستای لی‌لی پوت های ایران. روستایی که قد مردم آن شهره عام و خاص است.
مردم شناسان می گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک، کوتاه نمانده، چنان که می گفتند زمانی از 1.40 سانتیمتر فراتر نمی رفت و به مرور، آن ها از قدهای معمول برخوردار می شوند.
با این حال خانه های مسکونی لی‌لی پوت های ایران همچنان پابرجاست و خانه هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.
مردم ماخونیک، مسلمان و اهل تسنن است. کارشان، کارگری در معدن گرانیت روستا و قالیبافی است. بز، همدم همیشگی شان و فقر همراه دیروز و امروزشان.
ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.
پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت:‌ ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زن‌ها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:‌عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؟
پیرمرد دیگری گفت:‌ هر روز آدم های زیادی می آیند و از ما عکس می گیرند، درباره ما می نویسند و معروف شده ایم، اما کسی به داد بیکاری ما، به داد نداری ما نمی رسد.
پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.
زن ها و کودکان پا برهنه هرکدام مشتی فسیل در دست دارند و اینگونه، محبت می خواهند با فروش فسیل های حلزون ها و صدف ها و شاخ بز و...
ماخونیک روستای مردم باصفایی است که در گرما و خاک و یکرنگی شان،‌ درختی در خانه دارند و کودکان شان را با پابرهنگی آموخت می کنند.
می گفتند اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
می گفتند کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.
می گفتند ما هم مسلمان هستیم
می گفتند ما هم ایرانی هستیم

عکس های ماخونیک


مشخصات طوفان حاره ای گونو

طوفان گونو

 

محل تشکيل : اقيانوس هند

نحوه تشکيل: اين طوفان حاره ای در عرضهای نزديک استوا در روی آبهای اقيانوس هند که دمای آن بيشتر از 26 درجه سلسيوس است تشکیل شد.

سرعت حرکت: بين 200-150 کيلومتر بر ساعت

مسير حرکت: اين طوفان از مبدا تشکيل به سوی غرب حرکت کرد و در حين حرکت بسوی غرب از جنوب هندوستان وارد مرحله سیکلون حاره ای گردید . از روز دوشنبه تغییر مسیر داده و با حرکت بسوی شمالغرب وارد محدوده جنوبی دریای عمان گردید. در ادامه حرکت در روز سه شنبه به آبهای ساحلی ایران و پاکستان نزدیک شد و سبب طوفانی شدن دریا ابتدا در نزدیک سواحل بندر چابهار گردید که بیشترین ارتفاع موج را در نیمه شب سه شنبه به مقدار 80/5 متر در فاصله 4 کیلومتری از بندر گاه ایجاد کرد. سپس کمی کاهش یافته و ارتفاع موج به 5/2 متر رسید و مجددا روند افزایشی یافت و مطابق آخرین گزارش (ساعت 8 صبح محلی روز چهارشنبه) ارتفاع موج 4 متر است. به نظر می رسد مسير حرکت اين طوفان به سبب کاهش بادهای 120 روزه سيستان در دو سه روز گذشته تغییر یافته است و این، عامل رخداد اين پديده غيرمعمول در منطقه می باشد.

پديده های همراه آن :

وزش باد : در آبهای دريای عمان و تنگه هرمز سرعت باد به 110 کيلومتر بر ساعت می رسد.

مواج بودن دریا: ارتفاع موج به 5/5-4 متر در دریای عمان می رسد.

وضعیت آسمان : آسمان ابری همراه با بارش شدید باران و رعدوبرق.

وضعیت کنونی : آسمان سواحل دریای عمان ابری همراه با بارش شدید باران .

میزان بارش : بیش از 10 میلیمتر.

ارتفاع موج: 4متردر 4 کیلومتری بندر چابهار

وزش باد: 10 متر بر ثانیه