پورتال سازمان

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

_________________

 

 

 
 

صفحه اصلی / خبرها / مقاله ها / نرم افزار / بخش آموزش / پیوندها / اعضا / درباره کرمان / آلبوم عکس / گردشگری/تازه ها/ارتباط با ما

 

گزارش های جغرافیایی کرمان

 
 

جیرفت خاستگاه کهن ترین تمدن بشری

کوه هزار راین  دارای کمترین شتاب ثقل در ایران

معرفی روستای دیدنی مزار شاه دیار ابراهیم ادهم وپیغمبر لوت

بزرگ ترین غار استان کرمان کشف شد.

ردپای دایناسورها در کرمان

ییلاق های زیبای کوهستانی

پارک ملی حیات وحش خبر(khabr)

معرفی آبشار وُروار ((vorvar عنبر آباد

كلوت یا یاردانگ

كلوت هاي دشت لوت ابر شهر کلوخی جهان

(آسمان پر ستاره كرمان)

معرفی غار آهکی طرُنگ (Torong) شهرستان بافت استان کرمان

روستای تاریخی میمند شهربابک


جیرفت خاستگاه کهن ترین تمدن بشری

تمدن جيرفت تمدني باستاني است كه حداقل 5000 سال قدمت تاريخي دارد و در ايران كنوني بوده است. تحقيقات باستان شناسي بين المللي در جيرفت و ناحيه هليل رود منجر به كشف مجموعه ي سايت هاي باستاني زيادي شده است تمدن جيرفت ، تمدن عصر اوليه برنز در کرمان ايران است که قدمت آن،مطابق با کمترين آمار ، به حدود بيست و شش قرن پيش از ميلاد مسيح (بيش از چهارهزار و سيصد سال پيش) باز مي گردد. اهميت تمدن مزبور ، نخستين بار توسط پرفسور يوسف مجيدزاده در سال 2003 ميلادي ، بر بنياد حقايق هنري -معماري بيان شده از جانب مقامات جمهوري اسلامي ايران ، خاطرنشان گشت . موقعيت خود جيرفت ، موقعيتي بسيار حائز اهميت در نيمه هزارۀ سوم پيش از ميلاد است که پل ارتباطي تمدن ايلام در باختر و تمدن درۀ سند در خاور ، بوده است.   مهمترين مكان هاي اين تمدن عبارت اند از: شهر سوخته ، تپه بمپور ، اسپيدژ ،  شهداد ، تل ابليس و تپه يحيي . برخي از اين مكان ها در استان همجوار ، سيستان و بلوچستان ، قرار دارند.   تحقيق در اين تمدن ، طرحي نسبتاً جديد و يک پروژۀ باستان شناسي چندمليتي است که تمدني از پيش ناشناخته را در مجموعه اي از مکانهاي جديداً کشف شده در استانهاي سيستان و بلوچستان و کرمان ، به ويژه تپه کُنارصَندَل ، نزديک جيرفت در ناحيه هليل رود ، آشکار مي سازد. اکنون در اين منطقه ، حداقل دوازده مکان تحت حفاري است که به نظر مي رسد قديمي ترين آنان ، داراي بيش از هفت هزارسال قدمت است .   پس از اکتشافات فراوان منحصر به فرد در منطقه ، مجيدزاده ، جيرفت را گاهوارۀ هنر ناميد. در آن هنگام ، بسياري از محققان ، تئوري مزبور را بدان واسطه که در جيرفت ، هيچ گونه خطي کشف نگشته است به زير سؤال بردند ؛ اما اندکي پس از آن ، اکتشاف نسخه هايي در زيگورات کُنارصَندَل ، بسياري از کارشناسان را به بازنگري ديدگاههايشان در جيرفت ، وادار ساخت.  Sir Aurel Stein نخستين باستان شناسي بود كه در اوايل دهه ي 1900 در اين ناحيه تحقيقاتي انجام داد. حداقل 12 مركز در اين ناحيه مورد كاوش باستاني قرار گرفته است كه قديمي ترين آنها به نظر مي رسد قدمتي بيش از 5000 سال داشته باشد. اكتشافات اتفاقي اخير منجر به كاوش هاي غير قانوني و غارت اين مركز باستاني شد. به عقيده سرپرست تيم کاوش در يك كاخ در اين مكان يك نوشته بر روي يك آجر شكسته پيدا شده است كه از قديمي ترين كتيبه يافت شده عيلامي در شوش ،300 سال قديمي تر است.   آخرين حلقه ترديد باستان شناسان در خصوص وجود تمدني باستاني در جيرفت با کشف يک لوح کامل خطي در اين محوطه باستاني از بين رفت تا ديگر در کتابهاي تاريخي جهان به سادگي از جيرفت ايرانيان به عنوان تمدني بزرگ ياد کنند. طول اين لوح خطي آجري ۱۱، عرض آن را هفت و ضخامتش را دو سانتيمتر است.  اين تنها لوح خطي است كه به صورت كامل تاكنون در اين محوطه كشف شده است. اين لوح خطي كه داراي پنج سطر خط و هر سطر دارای دوازده حرف است به منظور رمزگشايي تصويري براي خط شناسان معروف دنيا ارسال شده است .   کارشناسان باستان شناسي جهان تاکنون براي ثبات وجود يک تمدن باستاني در اين منطقه تنها وجود نداشتن خط را بهانه اي براي عدم وجود يک تمدن باستاني در اين منطقه مي دانستندکاووش هاي باستان شناسي در اين منطقه منجر به ثبوت مراتب ديواني و شهر نشيني و آيين ها باستاني در اين منطقه شده است  اما بايد خط که کامل کننده اين حلقه براي اثبات يک تمدن باستاني است در اين منطقه يافت مي شد تا اين زنجيره کامل شود.   تاكنون در محوطه‌هاي باستاني جيرفت هيچگونه ابزار جنگي كشف نشده كه اين نشانگر صلح و آرامش در زمان فرمانروايي پادشاه آن دوران است

بخش اصلي سكوي پله‌اي شهر باستاني كنار صندل در جيرفت كشف شد. اين سكوي پله‌اي يك تا سه قرن قديمي‌تر از قديمي‌ترين زيگورات بين‌النهرين است.
"
يوسف مجيد‌زاده" سرپرست كاوش‌هاي باستاني حوزه هليل‌رود با اعلام اين مطلب افزود: « در ادامه كاوش‌هاي باستان‌شناسي كنار صندل، بخش اصلي اين سكوي پله‌اي كشف شد. در ابتدا حدس بر اين بود كه اين بخش زودتر از بخش پايين و پيشين اين سازه مطبق ساخته شده است اما بررسي‌ها نشان داد كه اين معماري 200 سال قديمي‌تر از معماري شکل گرفته پيشين بوده و اين بنا در دو مرحله ساخته شده‌است
به گفته اين باستان شناس قديمي‌ترين زيگوراتي كه در بين‌النهرين وجود دارد زيگورات "اورنمو" پادشاه اور سوم است که قدمت آن به 2100 پيش از ميلاد باز مي‌گردد و در نتيجه اين سكو، يك تا قرن قديمي‌تر از نخستين زيگورات بين‌النهرين است
وي گفت: « در حال حاضر فرم اصلي اين سكو مشخص است و بازسازي آن به شكل واقعي صورت مي‌گيرد. اين معماري در پايان كار کاوش کشف و همين امر باعث شد كه كار كاوش و حفاري يك هفته ديگر ادامه يابد تا بتوان کل سازه را مشخص کرد
باستان‌شناسان در بررسي‌هاي خود موفق شده‌اند دو طبقه اين سازه را مشخص کنند اما در بخش‌هايي از اين محوطه، شواهدي بر سه طبقه بودن سازه نيز وجود دارد. طبقه نخست اين سازه300در 300 متر و طبقه دوم آن 150 در 150 متر وسعت دارد.
به اعتقاد بسياري از باستان‌شناسان بزرگ ايراني و خارجي، در محوطه‌هاي تاريخي جيرفت آن چه تاكنون كشف شده، بيانگر سكونت در سرزميني به وسعت تمدن بين‌النهرين و سومر است.
يافته‌هاي جيرفت نشان مي دهد هنر حجاري اين محوطه از تمدن سومر كه به عنوان نخستين بشري شناخته شده، پيشرفته‌تر است به طوري كه آثار سنگي جيرفت تاكنون در محوطه‌هاي تاريخي بسياري از كشورها از جمله محوطه‌هاي تاريخي تمدن سومر به دست آمده است.
باستان‌شناسان ايراني و خارجي در كاوش‌هاي باستان‌شناسي در محوطه باستاني جيرفت به دنبال شناسايي و تعيين شكل كلي و ورودي سازه زيگورات مانند اين محوطه هستند.
محوطه‌هاي باستاني جيرفت كه در كنار رودخانه هليل‌رود جاي گرفته‌اند داراي غناي تمدن بسياري هستند كه در جريان كاوش‌هاي علمي باستان‌شناسان و حفاري‌هاي غير مجاز قاچاقچيان آثار سنگي، سفالي و بقاياي معماري از هزاره سوم پيش از ميلاد از آنها به دست آمد. يكي از مهم‌ترين آثار به دست آمده يك سازه زيگورات مانند است كه متعلق به نيمه اول هزاره سوم پيش از ميلاد است.
كنارصندل به نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد باز مي‌گردد. باستان شناسان آن را متعلق به 2 تا 2500 پيش از ميلاد مي‌دانند.

به نقل از سایت جیرفت نیوز                                                                            تصاویرمنطقه


کوه هزار راین  دارای کمترین شتاب ثقل در ایران

دکتر مرتضی صدیقی، مدیرکل نقشه برداری زمینی سازمان نقشه برداری کشور در گفت‌وگو با خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران بیان کرد:
برای یافتن محلی با کمترین مقدار شتاب‌ثقل در ایران، باید در جست‌وجوی مکانی با کمترین عرض جغرافیایی و بیشترین ارتفاع از سطح دریا بودیم. همچنین برای پیدا کردن مکانی با بیشترین مقدار شتاب ‌ثقل، دستیابی به محلی با شرایط بالعکس، لازم به نظر می‌رسید.
با محاسبات انجام‌شده در این مناطق مختلف با وجود نزدیکی عرض‌های‌جغرافیایی، قله‌هزار در بخش راین کرمان، دارای شتاب‌ثقل کمتری نسبت به مناطق دیگر است که در حدود 203 میلی‌گال کمتر از مقدار شتاب‌ثقل اندازه‌گیری‌شده در قله ‌دماوند به عنوان مرتفع‌ترین قله‌ایران باشد. همچنین با توجه به عرض‌جغرافیایی بالا (در حدود 39 درجه) و ارتفاع کم نواحی مربوط به بلوک گرمی و منطقه دشت‌مغان در شمال‌غربی‌ایران، این مناطق دارای بیشترین شتاب‌ثقل در ایران می‌باشند.
یکی از مهمترین نیروهای طبیعت، نیروی‌ جاذبه بین اجرام است که تحت عنوان نیروی ‌ثقل شناخته می‌شود. شتاب ثقل عامل حرکت تمام اجرام سماوی است.شتاب‌ جاذبه یک جسم نظیر زمین، متناسب با توزیع‌ دانسیته در داخل آن بوده و از نقطه ای به نقطه‌ای دیگر تغییر می‌کند. به ‌همین دلیل اندازه‌گیری تغییرات شتاب ‌ثقل در سطح زمین می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار زمین‌شناسی آن فراهم کند که این موضوع، اساس علم اندازه‌گیری شتاب ‌ثقل را تشکیل می‌دهد.
وی خاطرنشان کرد: اندازه گیری ثقل قله هزار کرمان با ارتفاع تقریبی 4400 متر از این نظر حائز اهمیت است که پیش‌ تر تصور می‌شد که قله دماوند به دلیل ارتفاع بالاتر داری کمترین میزان شتاب ثقل باشد ولی تحقیقات اخیر نشان داد همچنان که مطالعات دفتری نشان می‌داد قله کوه هزار به دلیل قرار داشتن در عرض جغرافیایی کمتر و ارتفاع نسبتا بالا، کمترین مقدار ثقل را در کل کشور داراست.
مدیرکل نقشه برداری زمینی سازمان نقشه برداری کشور تصریح کرد: با اندازه‌گیری دقیق شتاب ثقل قله هزار به عنوان کم ثقل‌ترین نقطه ایران دقت سطح مبنای ارتفاعی و کالیبره کردن دستگاه‌های ثقل‌سنج بالا می‌رود که این امر در مدل‌سازی میدان ثقل زمین و بسیاری از مطالعات زمین‌شناختی در کشور موثر است.
www.roshd.ir


معرفی روستای دیدنی مزار شاه

بقعه پیغمبر لوت(صلوات الله علیه) وابراهیم ادهم(رحمه الله علیه) در کرمان

در 60 کیلومتری شمال شرقی شهر کرمان در منطقه کوهپایه دُرّان(Dorran)روستای کوچکی است موسوم به مزار شاه که این روستا در عرض جغرافیایی 30 درجه و37دقیقه و57 ثانیه عرض شمالی و 57 درجه و25 دقیقه و22 ثانیه طول شرقی در ارتفاع 1498 متری از سطح دریا واقع می باشد . از نظر تقسیمات کشوری این روستا از توابع دهستان حُرجُند(Horjond) بخش کوهساران شهرستان راور  ودر دره رودخانه دایمی اما کم آب موسوم به رود غار قرار گرفته است واین رود از ارتفاعات منطقه گزک وحرجند سرچشمه گرفته و با حفر دره ای عمیق با دیواره های رسوبی بلند با اشکال فرسایشی بسیار زیبا که سرتاسر پوشیده از نیزار های انبوه با درختان فراوان غالبا گز پوشیده شده است به چاله تکاب در لوت مرکزی حوالی ده سیف وشفیع آباد شهداد وارد می گردد و گر چه آب آن کمی شور است اما بین راه و در منطقه شهداد  از آب آن جهت کشاورزی استفاده می گردد. مسیرراه مالرو امتداد دره رودخانه غار از مزار شاه تا دشت لوت ،تکاب شهداد حدودآ 35 کیلومتر است که در قدیم الایام این مسیر مورد استفاده بازرگانان وکاروان های تجاری بوده است و کالا های تجاری مهمی از جمله نمک را از این طریق از شهداد به شهرهای دیگر حمل می نموده اند.  

جهت دسترسی به این روستا از شهر کرمان از دو راه می توان استفاده نمود .راه اول از طریق روستای کوهپایه ده لوءلوء و هینمان و باغ برزی است که کوتاه تر اما حدود 30 کیلومتر آن جاده خاکی است و می بایست از یک گردنه نسبتاّ صعب العبور  موسوم به گدار دُرّان عبور نمود تابه روستای تیکدر پاسنگ و از آنجا به روستای اسلام آباد دُرّان رفت و از طریق مسیر رودخانه غار به مزار شاه رسید و راه دوم که مقداری طولانی تر است اما قسمت زیادی از آن آسفالته است و گردنه صعب العبوری نیز در بین راه ندارد از طریق جاده  زرندی وچترود به حُرجُند و گزک آمده و تا از آنجا به اسلام آباد دُرّان رسید . قبل از اسلام آباد راه انحصاری روستای مزار شاه دو شاخه می شود یک شاخه از آن از طریق روستای اسلام آباد به سمت شمال رفته تا به دره رودخانه غار رسیده ودر کف دره جاده در مسیر حرکت آب که ریگزار درشت بوده و مسیر حرکت کاملاّمشخصی نیز نداشته ومی بایست با اتوموبیل بدون توقف با سرعت نسبتاّ زیاد حرکت نموده تا در بعضی جاها که ریگها بر روی هم انباشته است فرو ننشیند ولی این مسیر 5 کیلومتری بسیار جالب ودیدنی بوده و انسان متحیر ومجذوب شاهکارهای بی نظیر طبیعت این محل می گردد.شاخه دیگری از راه قبل از اسلام آباد از طریق پشته کوه با پیچ وخم های زیاد به سمت مزار شاه منتهی می گردد که کمی نیز طولانی تر است.   

دراین روستای کوچک فقط یک خانوار به طور دائم سکونت دارد که خانواده پیر مرد وپیرزنی است مشهور به حسن مزار بان که با فرزندان و نوه هایش سالهای سال است وظیفه حفظ ونگهداری این بقعه را برعهده دارند . در ایام تعطیل سیل زائرین از روستاهای دور ونزدیک و شهرهای اطراف به این محل سرازیر می گردد و در محل هایی که به همین منظور ساخته شده است اقامت می نمایند .  

دراین روستا دو مقبره ی مربوط به روزگاران گذشته را در آرامگاهی شبیه به گنبد جبلیه ی کرمان در خود جای داده است ،یکی از آن لوط پیامبر و دیگری مربوط به ابراهیم ادهم.البته سنگ مزار این دو آرامگاه قدمت چندانی ندارد و بر روی آنها عبارت " شاه سلطان ابراهیم ادهم " و " پیغمبر لوط " نوشته شده است.هر دو کنار هم جای دارند و سنگ مزار های فراوان دیگری را ــ که اغلب مربوط به سده ی یاز دهم هجری است ــ در آن محدوده می توان دید. در گوشه ی شرقی مزار شاه نیز به  مکانی موسوم به " چله خانه " بر می خوریم که محیط پیرامونش ، آرامگاه تعدادی از دراویش سده های دهم و یاز دهم  سلسله ی نعمت اللهی از قبیل محمود شاه ، سلطان عبد الرزاق و ... را در خود جای داده است. يك مزارباني در آنجا بوده كه وقتي كسي به آنجا مي‌رفته، اين مصراع را به عنوان كرامات پيشگويي از قول ابراهيم ادهم مي‌خوانده:‌
گهي بلخم گهي بغداد ، ولي قبرم به كوهپايه‌ ...

خانواده ادهمي در كرمان هم منسوب به او مي‌شده.

علاوه بر شواهد و قراین فوق ، و افزون بر اشا ره ی برخی کتب عرفانی چون طرائق الحقایق به آرامگاه سلطان ابراهیم ادهم در روستای مزار شاه راور ، تاملی در فرهنگ عامه ی مردم منطقه نیز موید همین

نکته است چرا که بسیاری از داستانها و افسانه های مربوط به زندگانی شاه شوریده ی بلخ ــ ابراهیم

ادهم ــ را می توان بارها و بارها از زبان روستاییان آن حوالی شنید و ذکر کرامات وی نیز ــ که در برخی

موارد مشابه همان چیزی است که عطار در تذکره می گوید ــ نقل محفل این پاکان خاکی نهاد است.

رحمتی دان امتحان تلخ را                               نقمتی دان ملک مرو و بلخ را

آن براهیم از تلف نگریخت و ماند                         این براهیم از شرف بگریخت و راند

آن نسوزد وین بسوزد ای عجب                         نعل معکوس است در راه طلب

                                                                                                   مثنوی ۶ /۱۷۳۶ --۱۷۳۸

ساختمان اصلی بقعه مزار شاه بنایی است با گنبد آجری که در زیر این گنبد آجری ضریح فلزی است که در درون آن دو سنگ قبر کنار هم دیده می شود  . قبر  سمت چپ را متعلق به حضرت لوت نبی صلوت الله علیه پیامبر الهی می دانند  و قبر سمت راست را متعلق به عارف خدا جو و وارسته ابراهیم ابن ادهم رحمه الله علیه می دانند . و بنا به اعتقادات مردم محل که گفته می شود  لوت پیغمبر در شهر خود که در حوالی همین محل با خانواده خود می زیسته است (به اعتقاد بعضی کلوت های شهداد که از دور شبیه خرابه های شهرهای قدیمی می مانند  شهر لوت بوده است)که به امر الهی با دختران خود از شهر خارج شده تا مردم گنهکار شهر که بر عمل زشت خود اصرار داشتند به عقوبت برسند . حضرت لوت به همراه دختران خود به ارتفاعات این منطقه آمده و وقتی از دور به پشت سر خود یعنی شهر لوت نظاره می نمایند می بینند که شهر به یکباره زیر و زبر شده و تمام اهالی شهر به همراه همسر حضرت لوت  ازبین رفتند. و حضرت لوت با دختران خود در این محل ماوا گزیده تا پایان عمر شان در این محل زندگی کرده اند. و بنا به گفته مزار بان اینجا در سالهای دور در این محل سردابی بوده است که محل دفن یا نگهداری اجساد دختران حضرت لوت بوده است و خانم مومنه ای موسوم به بی بی به این سرداب رفت آمد داشته است و در اینجا قسمتی از موهای سر دختران حضرت لوت نمایان بوده که بی بی آنها را شانه  وحنا می نموده است و مردان به هیچ وجه حق ورود به این محل را نداشتند و معتقد بودند اگر کسی وارد این محل شود چشمانش کور خواهد شد . اما در حال حاضر اثری ازاین محل وجود ندارد و ظاهراّ  در نو سازی های قرن گذشته ازبین رفته است . همچنین در زیر قبور یاد شده سرداب دیگری وجود دارد که چندی پیش در سال 1385 مورد دستبرد چند نفر قرار گرفته واشیایی را که معلوم نیست چه بوده است را به سرقت برده اند.

امروزه مجموعه زیارتی مزار شاه اوضاع واحوال خوبی ندارد ساختمانها و بنا های موجود اکثرا قدیمی وفرسوده که نیاز به تعمیر و مرمت و زیبا سازی وفضا سازی جدید دارند و همچنین محل های اقامتی و سرویس های بهداشتی آن جوابگوی تعداد کثیر زائرین نیست و از نظر بهداشتی و نظافتی نیز احتیاج به مراقبت و پاکسازی بیشتری است که جا دارد مسئولین امر خصوصاّ متولیان سازمان اوقاف وامور خیریه توجه بیشتری به این محل نموده تا این مکان بی نظیر در استان کرمان که هم جایگاه حضرت لوت ، پیامبر الهی و هم مزار ابراهیم ادهم یکی از مشاهیر دینی ومذهبی عالم اسلام است به نحو شایسته ای حفظ ونگهداری شود و زمینه توسعه وعمران آن نیز فراهم گردد.

در فاصله کمی در سمت شمال بقعه مزار شاه کوهی به ارتفاع1565 متر  وجود دارد که خانواده مزار بان با تاکید بسیار معتقد بودند پنجشنبه ها صدای نقارخانه حرم حضرت رضا علیه السلام در مشهد مقدس را شنیده اند. و همچنین در سمت جنوب آن در فاصله دورتری کوه بلندی دیده می شود موسوم به تافک میر محمدی و همچنین در آنسوی دره مزار شاه در سمت جنوب نیز دیواره های بسیار بلند دره رودخانه غار با اشکال فرسایشی زیبا و شیار شیار اما ریزشی وبسیار خطرناک است که مشهدی حسن مزار بان در جوانی اش با رفتن به وسط این دیواره برای مردم وزائرین نمایش می داده است و این دیواره موسوم است به دیواره حسن شاه بان .

در روستای مزار شاه تنها منبع  آب شرب چشمه ی کوچکی است به نام چشمه آب زارچو(زارچ نام محلی درختچه زرشک وحشی است)که در یک کیلومتری غرب روستا در نزدیکی دیواره طاق مانند دره رودخانه غار موسوم به اشکفت واقع است . متاسفانه در این زمان(پاییز 1387)آب چشمه قطره قطره جاری است و در حوضچه کوچک سیمانی جمع شده و مورد استفاده واقع می شود.آب رودخانه غار گرچه فراوان وبه اندازه کافی در شبکه آب لوله کشی روستا وجود دارد اما چون کمی شور است مصرف شرب ندارد. کسانی که قصد بازدید و زیارت مزار شاه خصوصاّ در ایام تعطیل و شلوغی از این محل را دارند توصیه می گردد آب آشامیدنی کافی به همراه خود داشته باشند تا  دچار مشکل نگردند.

همچنین گفتنی است که در نزدیکی روستای مزار شاه ، محلی هست به نام " غار ابراهیم "  یا غار چله خانه که ساکنان محلی آن را ریاضت خانه ی ابراهیم ادهم می دانند و عقیده دارند که تاکنون صاحبدلان بسیاری در آن مکان به تزکیه ی نفس و پالودن روان پرداخته اند.این غارتاریخی و دیدنی در فاصله 6 کیلومتری شرق مزار شاه در امتداد دره رودخانه غار که به سمت چاله لوت جاری است در یک دره فرعی که به دره رودخانه غار منتهی است قرار دارد .و به این سبب موسوم به غارچهل خانه یا به عبارتی چله خانه است که بنا به اعتقادات مردم این غار احتمالاّ هم محل وجایگاه سکونت و جانپناه حضرت لوت ودخترانش بوده است و هم  ابراهیم ادهم نیز جهت عبادات و سیر وسلوک عارفانه خود به این غار می رفته است و چله نشینی داشته است . وهمچنین گفته می شود تقی خان دُرّانی که مدتی بر کرمان استیلا داشته است جهت مخفی کردن اشیا گرانقیمت وثروت بدست آورده خود از این غار استفاده می نموده است و برای اینکه محل مخفی کردن این  اموال حفظ بماند هر کسی را که برای حمل اموال به این غار می فرستاده است را از بین می برده است . در این غار هنوز خشت های قدیمی که برای درست نمودن فضا هایی در داخل غار استفاده می شده است وجود دارد و همچنین آثار حفاری هایی غیر مجاز که احتمالاّ توسط افراد سود جو صورت گرفته است نیز دیده می شود . راه ورود به این غار بسیار صعب العبور است بطوری که باید جهت ورود به این غار از یک دامنه سست و ریزشی که شیبی تند به ته دره عمیق دارد بالا رفت تا به دهانه غار که در بالای یک پرتگاه و دیواره بلنداست رسید  و به آسانی نمی توان به آن دسترسی  داشت و توصیه می گردد جهت بازدید از این محل از کمک راهنمای محلی استفاده گردد .

جالب است بدانید در نزدیکی محل همین غار  کوه نسبتاّ بلندی وجود دارد موسوم به کوه سه شاخ . و این یکی دیگر از کوههایی است که در استان کرمان با نام سه شاخ نامیده می شوند که معروف ترین آنها کوه سه شاخ جوپار  است. اما این کوه راباید سه شاخ مزار شاه نامید.

زندگی نامه ابراهیم ابن ادهم

ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصور زید بن جابر بلخی از عرفا و زهّاد نیمه اول قرن دوم هجری از طبقه اول صفویه به شمار می آید. تولد او را حدود سال 100 هجری روایت کرده‌اند. وی از امیر زادگان بلخ بود که روزگاری مرکز زردشتی و بعد مرکز دین بودایی شد . ابراهیم نیز مانند بودا پشت به دنیا زد و زندگی زاهدانه در پیش گرفت و متحول شده و قدم به دایره سیر و سلوک نهاده بود. مورخین او را از اهالی قبیله بنی عجل در قبیله بنی تمیم می‌دانند و نسب او از این جهت مهم است که این طایفه در التزام به تشیع مشهور بود و به همین دلیل اکثر مورخان ابراهیم ادهم را شیعه می دانند.

ابراهیم داستان معروفى دارد شبيه داستان معروف بودا. گويند در ابتدا پادشاه بود و جرياناتى رخ داد كه تائب شد و در سلسله اهل تصوف قرار گرفت. عرفا براى وى اهميت زيادى قائلند. در مثنوى داستان جالبى براى او آورده است. وی پس از ترک سلطنت ظاهری، رو به صحرا نهاد. به گفته عطار نیشابوری، پس از ترک بلخ به نیشابور رفت و مدت 9 سال در غاری به عبادت و ریاضت پرداخت، سپس به مکه رفت و مجاورت خانه خدا را برگزید، آنگاه به شام رفت.

در برخی از منابع تاریخی آمده است که ابراهیم ادهم در مکه به خدمت امام زین العابدین و امام محمد باقر علیه السلام رسید و از برکات آنان بهره مند شد. بنا بر روایاتی، هنگامی که امام صادق علیه السلام از کوفه عازم مدینه بود، ابراهیم نیز همراه جمعی از علما به مشایعت امام رفت.

در مکه به صحبت چند تن از اولياء مانند فضيل بن عياض و سفيان ثوري رسيد و سپس به شام رفت و تا پايان عمر بدانجا بود. و بنا به بعضی روایات سرانجام در جنگ دريايي ضد بيزنطيه (بيزانس) به شهادت رسيد(166 يا 160 هجري). اما اغلب مورخان تاریخ وفات او را سال 160 یا 161 قمری و قبرش را در بغداد یا شام وعده ای نیز کوهپایه کرمان می‌دانند.

وي دريوزگي را ناروا ميشمرد و براي معيشت اتکا به بازوي خود داشت. مثلا: درودگري و خوشه چيني يا خرمنکوبي و باغباني ميکرد. زندگي ابراهيم ادهم را در تصوف ايراني به بودا تشبيه کرده اند.

از سخنان اوست: ممکن نيست دو نوع عشق در يک قلب بگنجد، ممکن نيست شخص هم خدا را بخواهد و هم دنيا را.

او عقيده داشت که حکومت بر نفس بسي بهتر از حکومت بر يک قوم است. از سخنان مشهور اوست: "تأمل، حج عقل است".

حکایتی از دوران جوانی ابراهیم ابن ادهم "مرغ مأمور!"

روزي ابراهيم ادهم، با لشكر خود براي شكار، روانه صحرا شد و در محلي فرود آمد، تا براي خوردن غذا آماده شوند. در سفره اي كه چيده شد يك بزغاله بريان قرار داشت. هنگامي كه آن را در سفره گذاشتند ناگهان مرغي روي سفره نشست و مقداري از گوشت بزغاله را برداشت و پريد.
ابراهيم گفت: دنبال آن مرغ برويد و ببينيد با آن گوشت چه مي كند؟ در آن محل كوهي وجود داشت، كه مرغ پشت آن كوه، بر زمين نشست. افراد ابراهيم دنبال مرغ را گرفتند و ديدند پشت آن كوه، مردي را محكم بسته اند و مرغ گوشت را با منقارش در دهان او مي گذارد.مرد را پيش ابراهيم آوردند و او حكايت خود را چنين گفت: يك هفته پيش كه در حال عبور از اين محل بودم، عده اي مرا گرفتند و دست و پايم را بستند. در اين مدت خداوند اين مرغ را مأمور كرده تا برايم غذا بياورد. او حتي آب هم برايم فراهم مي كند.» ابراهيم با شنيدن سخنان مرد، شروع به گريستن كرد و گفت: «در صورتي كه خداوند، ضامن روزي بندگان است و حتي در چنين مواقعي به بندگانش روزي مي رساند، چه نيازي است به اين همه سلطنت و خدم و حشم؟» ابراهيم پس از اين واقعه، از سلطنت دست كشيد و در صفاي باطن و رياضت عملي به مرتبه اي بلند رسيد.

احوالات ابراهیم ابن ادهم از کتاب تذکره الاولیا ء اثر شیخ فریدالدین عطار نیشابوری

آن سلطان دنیا ودین و آن سیمرغ قاف یقین آن گنج عالم عزلت آن خزینه سرای دولت شاه اقلیم اعظم آن پرورده لطف و کرم پیر وقت ابراهیم ابن ادهم رحمه الله علیه متقی وقت بود و صدیق دولت بود و حجت وبرهان روزگار بود و در انواع معاملات ملت و اصناف حقایق حضی تمام داشت و مقبول همه بود و مشایخ را دیده بود و با امام ابو حنفیه صحبت داشت و جنید گفت رضی الله عنه مفاتیح العلوم ابراهیم کلید علم ها این طریقت ابراهیم است.

ابتداء حال آن بود که پادشاه بلخ بود و عالمی زیر فرمان داشت و چهل شمشیر زرین و چهل گرز زرین در پیش و پس او می بردند. یک شب بر تخت خفته بود نیم شب سقف خانه بجنبید چنانچه کسی بر بام می رود و آواز داد که کیست گفت آشنا است اشتری گم کرده ام ، بر این بام طلب می کنم گفت ای جاهل اشتر بر بام میجویی گفت ای غافل توخدای رادر جامه اطلس ،خفته بر تخت زرین می طلبی . از این سخن هیبتی به دل او آمد و آتش در دلش افتاد و تا روز نیارست خفت ، چون روز بر آمد به صفه شد و بر تخت نشست متفکر و متحیر و اندوهگین ارکان دولت هر یکی بر جایگاه خویش ایستادند . وغلامان صف کشیدند و بار عام دادند. ناگاه مردی با هیبت از در آمد چنانچه هیچکس را از خدم وحشم زهره نبود که گوید تو کیستی . جمله را زبانه به گلو فرو شد . همچنان می آمد تا پیش تخت ،  ابراهیم گفت چه می خواهی ، گفت در این رباط فرو می آیم ، گفت رباط نیست سرای من است . تو دیوانه گفت این سرای ، پیش از آن که بود گفت از آن پدرم گفت پیش از آن گفت از آن فلان کس  گفت پیش از آن گفت ازآن پدر فلان کس گفت همه کجا شدند گفت برفتند و بمردند گفت پس نه رباط این بود که یکی می آید و یکی می گذرد و این بگفت و ناپدید شد و او خضر بود علیه السلام . سوز و آتش جان ابراهیم زیاد شد و دردش بر درد بیفزود.

 ابراهیم دست از پادشاهی و خدم و حشم خود کشید و رو به بیابان نمود . در راه شبانی را دید نمدی پوشیده و کلاهی بر سر نهاده و جمله ملکوت به نظاره او بایستادند که زهی سلطنت که روی به پسر ادهم نهاد.جامه نجس دنیا بینداخت وخلعت فقر در پوشید پس همچنان پیاده در کوهها وبیابانها بی سر وبن می گشت و برگناهان خود توبه می کرد .تا به  مرورود رسید آنجا پلی بود ومردی دید که از آن پل در افتادو اگر آبش ببردی در حال هلاک شدی از دور بانگ کرد الهم احفظه مرد معلق در هوا بماند تا برسیدند و او را برکشیدند و در ابراهیم خیره بماندند تا این چه مردی است پس از آنجا برفت تا به نیشابور افتاد گوشه خالی می جست که به طاعت مشغول شود تا بدان غار افتاد که مشهور است ،نه سال ساکن غار شد و در هر خانه سه سال ، و که دانست که او در شبها و روزها در آنجا در چه کاری بود ، که مردی عظیم و سرمایه شگرف می باید کسی به شب تنها در آنجا بتواند بود و چون مردم از ان کار آگاه شدند از آن غار بگریخت و رو به مکه نهاد...

چون آخر عمر ابراهیم ادهم بود ناپدید شد چنانچه به تعیین پیدا نیست خاک او  ، بعضی گویند در بغداد است بعضی گویند در شام است و بعضی گویند آنجاست که خاک، لوط پیغامبر صلی الله علیه وسلم که به زیر زمین فرو برده است و با بسیار خلق وی در آنجا گریخته است از خلق و هم آنجاوفات کرده است . ونقل است که موقعی که ابراهیم را وفات فرا رسید هاتفی آواز داد آگاه باشید که امان زمین وفات کرد ، همه خلق متحیر شدند تا این چه تواند بود تا خبر آمد که ابراهیم ادهم قدس الله روحه العزیز وفات کرده است.

تصاویر مربوط به منطقه مزار شاه


بزرگ ترین غار استان کرمان کشف شد.

کرمان - ایسکانیوز: بزرگترین غار استان کرمان توسط تیم غارنوردی کمیته امداد و نجات کوهستان جمعیت هلال احمر استان کرمان در کوههای داوران رفسنجان کشف و شناسایی شد.

به گزارش روزپنجشنبه1387.3.30 گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران ((ایسکانیوز)) غار یاد شده که به نام محلی ((غار میرزا)) مشهور شده در ارتفاع2342 متری از سطح دریا قرارداد و نقطه نظر فنی از درجه سختی بالایی برخوردار است.


غار میرزا دارای8 تالار اصلی و 4 تالار فرعی است که هرکدام ویژگیهای خاصی را دارند ودربخش میانی غار 90 متر فرود در فضای معلق، غار نورد را به دنیای اسرار آمیزی میرساند و وسعت غارمذکور در این قسمت به 150 متر مربع میرسد که این خصوصیت این غار را در بین غارهای کشور کم نظیر و در میان غارهای استان بی همتا کرده است.


تنوع رنگ و زیبایی قندیل ها که درطول میلیون ها سال بودجود آمده اند بیننده را میخکوب می نمایدکه ارتفاع بعضی از آنها به 4 متر میرسد که سقف تالار را به کف آن متصل می نماید
در تالار غربی فسیل جانوری وحشی از موارد شگفت غار به شمار می آید.
تیم غارنوردی کمیته امداد و نجات کوهستان در انتهای تالار شمالی به برکه آبی به وسعت 250 متر مکعب برخوردند که آب زلال و گوارایی در آن جریان داشت.


و در سقف تالار شمالی دهلیزی به طول 70 متر وجود دارد که ورود به آن مستلزم سنگ نوردیهای متعددی می باشد./

به نقل از ایسکا نیوز1387.3.30

تصاویر مربوط به غار میرزا


ردپای دایناسورها در کرمان

استان کرمان یکی از محدود نقاطی است که در ایران آثار جانداران خشکی زی دوران های گذشته زمین شناسی مشاهده شده است . وجود منابع عظیم زغال سنگ در شمال استان کرمان بیانگر وجود خشکی وحیات گیاهی وجانوری در این بخش از ایران می باشد وهمچنین در این خشکی جانورانی نیز زندگی می کرده اند که فسیل های متعدد از این جانوران کشف گردیده  و در موزه  تاریخ طبیعی کرمان نگهداری می شود  و همچنین رد پای این حیوانات نیز بر روی رسوبات دورانهای گذشته زمین شناسی به ویژه دوران مزوزوئیک در مناطق مختلف دیده شده است که از این نقاط  منحصر به فرد می توان  به رد پای کشف شده در رسوبات دوره تریاس دوران مزوزوئیک در دره نیزار واقع در نزدیکی روستای ده علیرضا شمال زرند اشاره نمود در این تصاویر این رد پا به وضوح قابل رویت است ودرعکس ماهواره ای نیز مسیر دسترسی به این منطقه را ملاحظه می نمائید .

رد پای دایناسور              

عکس از آقای عباس حسینی پور           

1

۱-شهر زرند ۲- دره نی زار ۳- روستای دشت خاک

این رد پا مربوط به دایناسوری می باشد بنام کمپتوزوروس گیاه خوار که در دوران مزوزوئیک حدود 140 میلیون سال پیش در شمال شرق کرمان ، در منطقه زرند، جنوب دشتخاک (دره نیزار )میزیسته است.      

(گیرنده عکس:سرکارخانم طاهره نادری دبیر زمین شناسی ناحیه دو کرمان)


ییلاق های زیبای کوهستانی

 استان کرمان با وسعت نزدیک به ۱۸۲هزار کیلومتر مربع از وسیع ترین استانهای کشور (دومین استان وسیع کشور بعد از استان سیستان وبلوچستان ) است که دارای چهره طبیعی و فرهنگی بسیار متنوعی است و دارای انواع اقلیم های متفاوت از جمله آب وهوای بسیار گرم و خشک بطوری که به اعتقاد بعضی از کارشناسان از جمله دکتر پرویز کردوانی گود نمک شهداد در غرب دشت لوت در استان کرمان از گرمترین نقاط جهان است تا آب وهوای سرد کوهستانی در مناطق مرتفع کوهستانی استان کرمان که باعث پیدایش ییلاق های بسیار سرسبز وخنک کوهستانی به ویژه در فصل تابستان که مورد توجه اهالی بومی و ساکنین استانهای گرمسیری مجاور از جمله هرمزگان وسیستان وبلوچستان ویزد واقع گردیده اند که از جمله مهمترین آنها به مناطق ییلاقی کوهپایه-دلفارد وساردوئیه جیرفت-راین و لاله زار و بیدخون بردسیر و رابر و هنزای بافت-دهبکری بم و...می توان اشاره نمود .واین مناطق کوهستانی دارای جلوه ها وپدیده های جذاب کوهستانی از قبیل چشمه سارها وآبشارهای بسیار زیبا و دره هاو دامنه های سرسبز وخوش آب وهوا وغار های شگفت انگیز و بعضادارای چشمه های آب گرم وآب معدنی معروف و مهمی هستند .

جهت مشاهده تصاویری از این جاذبه های زیبای کوهستانی اینجا را کلیک کنید .


پارک ملی حیات وحش خبر(khabr)

این پارک ملی زیبای کوهستانی در محدوده شهرستان بافت در70 کیلومتری جنوب غربی شهربافت واقع شده است و از مناطق کمیاب ونادر کشور است که ازجهات مختلف علمی ،آموزشی،اقتصادی،تفریحی مورد استفاده قرار می گیرد این مجموعه ارتفاعات منفرد شامل قلل متعددی است که چاه برف با ارتفاع ۳۸۶۰ متر مرتفع ترین قله آن است که مسیری بسیار زیبا از دل جنگل وحیات وحش پارک ملی خبر دارد .این منطقه در سال 1354در فهرستی شامل 36منطقه حفاظت شده ، پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کشور به سازمان ملل اعلام شده است درسال ۱۳۵۰منطقه ای به مساحت ۱۷۰۰۰۰هکتار واقع در شهرستان بافت در استان کرمان به عنوان منطقه ی  حفاظت شده خبر و روچون تحت کنترل قرار گرفت. و در سال ۱۳۵۴ به پناهگاه حیات وحش خبر و روچون ارتقاء یافت. در سال ۱۳۷۸ با تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور در حدود ۱۲۰۰۰۰هکتار از منطقه به عنوان پارک ملی انتخاب شد به این ترتیب یازدهمین پارک ملی کشورمان در۷۰ کیلو متری جنوب شهرستان بافت به عنوان پارک ملی خبر به وجود آمد  .   در پارک ملی خبر در حدود ۴۰۰ گونه گیاهی وجود دارد . همچنین وجود جنگل های کنار-بادام  کوهی-ارچن-کهکم-بنه-اورس وغیره تنوع پوشش گیاهی خاصی به منطقه داده است. حیوانات وحشی مانند کل-بز-قوچ-میش-جبیر-رودک-عسل خوار-پلنگ-کفتار -روباه وانواع جانوران کوچک وبزرگ و انواع مار مولک ها و... زندگی میکنند.  پرندگان این منطقه عقاب طلایی-قرقی-زاغ-کبک-تیهو-انواع بلبل-دراج و...است. با تاسف بسیار نسل حیواناتی مانند خرس سیاه-گورخر- و  اهو ویوز پلنگ به علت شکار بی رویه نابود شده است  .

پارک ملی خبر

جنگل

جنگل

جنگل

حیات وحش

مرتع

کوهستان پارک ملی خبر

حیات وحش کوه خبر

جنگل ومرتع کوه خبر

تصاویر بیشتر از منطقه


معرفی آبشار وُروار ((vorvar عنبرآباد

1

  این آبشار زیبا وبسیار دیدنی با ارتفاع بیش از 98 متر بلند ترین آبشار ایران وخاورمیانه می باشد که در کوههای جبال بارز جنوبی واقع در جنوب استان کرمان است و کمتر کسی از وجود ومحل آن مطلع است . علاقه مندان به طبیعت گردی و کوهنوردی با اختصاص حداقل یک روز از شهر جیرفت می توانند به این آبشار دسترسی داشته باشند از جیرفت به سمت  جاده ی کهنوج بعد از گذشتن از شهر عنبر آباد به دو راهی جهاد آباد رسیده و سپس جاده ی فرعی  آسفالته به سمت روستای مردهک را ادامه داده ،نرسیده به مردهک جاده ی خاکی در سمت چپ به آبادی رود فرق منتهی می گردد را ادامه مسیر میدهیم تا به این روستا که آخرین نقطه ماشین رو جهت دسترسی به این آبشار است برسیم از جیرفت تا این روستا تقریباً دو ساعت طول می کشد و تقریباً3الی 4ساعت نیز پیاده روی تا آبشار دارد که نرسیده به  آبشار مزرعه کوچکی به نام نرگسی وجود دارد که دارای نرگس زارهای بسیار زیبا و دیدنی در اواخر زمستان می باشد بهترین زمان جهت بازدیداز این آبشار ونرگس زار های آن اواخر بهمن ماه می باشد.

نرگس زارهای مزرعه نرگسی وروار

   1

عکس های بیشتر ازمنطقه


كلوت یا  یاردانگ

1 

در برخي نواحي بياباني كه داراي رسوبات نرم بوده آبهاي جاري شيارهايي را به وجود  آورده و بعداً  باد اين شيارهارا تبديل به فرو رفتگي هايUشكل نموده كه با بر جستگي هاي بين آنها از هم جدا شده اند. رأس اين برجستگي ها صاف و مسطح و طرف رو به باد آنها پر شيب وطرف ديگر كم شيب اند.

ياردانگ در رسوبات نرم درياچه اي گذشته به وجود مي آيند ودر بيابان غربي مصر و دشت لوت وجود دارد.مشابه اين عوارض در مقياس كوچكتر در حوالي شهر بم  و در سيستان ودر حوضه رود شور بيرجند وجود دارد كه به آنهاكلوتك مي گويند ودر تركستان به نام ياردانگ موسوم اند.

كلوت هاي دشت لوت اَبر شهر کلوخی جهان

1

در مشرق شهداد کرمان مشخص ترين نمونه كلوتهاي دنيا كه در نتيجه فرسايش آبي و بادي در بيابان هامي باشند ديده مي شود كه شكل ناهمواري آنها شامل تپه هاي منفرد ويا رشته هاي موازي مي باشند كه پهناي آنهابه 70 كيلومتر وطول آنها150 كيلومتروحداكثر ارتفاع تپه ها به 80 متر مي رسد. اين تپه هابه وسيله دالانهاي متعددي از هم جدا مي شوند. جهت بازدید از این عوارض بسیار زیبای می توان با طی تقریباً 30 کیلومتر از جاده آسفالته شهداد به سمت نهبندان و بعد از گذشتن از روستای شفیع آباد  در  کمپ کویری شهداد اقامت نمود که  اینجابا داشتن امکانات اولیه از قبیل آب و برق و سرپناه بهترین موقعیت جهت اقامت در بیابان لوت و مشاهده چشم اندازهای شگفت انگیز لوت را  دارا می باشد.

کمپ

عکس های جدید از کلوت های شهداد


(آسمان پر ستاره كرمان)

1

 كرمان در بين ديگر مناطق ايران به داشتن آسمان صاف و شفاف و پر ستاره اش شهرت جهاني دارد .تعداد زياد روزهاي آفتابي (بطور مثال منطقه شهداد به طور ميانگين 360 روز در سال)و كمي درصدرطوبت نسبي و كمبود ابر در آسمان و هواي عاري از گردوغبار و هر گونه آلودگي هوا سبب اين شهرت شده است.منظره آسمان شب آنقدر زيبا است كه انگار مي توان به پشت بام رفته،ستاره هارا تك تك شمرد وبا گشودن دستها آنها را از تارك آسمان برچيد.

به همين لحاظ از ميان پيشنهادات گوناگوني كه جهت تاسيس بزرگترين رصد خانه و مركز تحقيقات نجومي در ايران وجود داردمنطقه كرمان به ويژه ارتفاعات كوهپايه كه فاصله بسياراندكي از شهر كرمان و مراكز علمي و دانشگاهي دارد بهترين گزينه است.


معرفی غار آهکی طرُنگ (Torong) شهرستان بافت استان کرمان

1

 غارها با اشکال و مناظر جالب وشگفت انگیز خود همواره مورد توجه انسان بوده اند . غار زمانی تشکیل می شود که آبهای زیرزمینی با نفوذ به داخل سنگها بتوانند قسمتی از آن را حل کنند و حفره و محفظه های کوچک وبزرگ ویا مجاری زیر زمینی بر جای گذارند.و گاهی ممکن است یک رودخانه زیر زمینی نیز در آن وجود داشته باشد . چون سنگهای آهکی و دولومیتی به آسانی توسط آبهای زیرزمینی حل می شوند تشکیل غار بیشتر در این نوع سنگها دیده می شود.

غار آهکی طرنگ به عنوان  مهمترین وطولانی ترین غار استان کرمان که در نوع خود بی نظیر ودارای مناظر وجلوه های طبیعی بسیار زیبا و پدیده های شگفت انگیز است که خود از جاذبه های طبیعی گردشگری استان کرمان محسوب می گردد و می تواند به عنوان یک قطب گردشگری در جنوب غربی استان کرمان ایفای نقش نماید .این غار از جمله غارهای متعدد مناطق کوهستانی استان کرمان می باشد که در فاصله 230 کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان واقع شده است .

جهت دسترسی به این غار از شهر کرمان مرکز استان کرمان ، می بایست از طریق جاده ای موسوم به جاده جوپاری سفر را آغاز نمود  که تقریبا با طی 15 کیلومتر از این جاده به دوراهی بافت جوپار رسیده و از طریق جاده مخصوص بافت و بعد از گذشتن از آبادی های ومکانهای متعدد از جمله روستای بهرامجرد – شهرنگار - گردنه سنگ صیاد - روستای قلعه عسکر - گردنه کفنوئیه – روستای کیسکان – به شهر کوچک بزنجان رسیده که اینجاجاده به دو راه منشعب می گردد ،جاده ای که به سمت چپ امتداد می یابد به شهر رابر و امتداد مستقیم جاده با  طی مسافت 8 کیلومتر به شهر بافت منتهی می شود . حال از شهر بافت جاده ای آسفالته به سمت جنوب وجود دارد ، موسوم به جاده ارزوئیه – خَبر که با طی تقریبا 50 کیلومتر از این جاده و گذشتن از چندین پارچه آبادی و بعد از گذشتن از دو راهی خبر - ارزوئیه ، جاده را به سمت ارزوئیه ادامه داده تا به یک دو راهی می رسیم . اینجا از جاده اصلی ارزوئیه یک جاده آسفالته فرعی منشعب می گرددکه به سمت آبادی های متعدد که مهمترین آنها روستای گوشک است منتهی می گردد. واین جاده نیز جاده گوشک نامیده می گردد.از این دو راهی تا روستای طرنگ حدود 20 کیلومتر فاصله است که تقریبا نیمی از راه ،جاده آسفالته و نیم دیگر راه جاده شنی نسبتا خوبی است . روستای طرنگ روستایی بزرگ و تقریبا  مهمترین روستای منطقه بعداز گوشک محسوب می گردد. وادامه جاده با فاصله اندک به روستای گوشک امتداد می یابد .

گروههایی که جهت دیدن غار طرنگ از مناطق دور دست می آیند به روستای طرنگ وارد می گردند . این روستا می تواند جهت اقامت افراد گروه مکان بسیار مناسب وخوبی باشد . مدارس و مساجد این روستا می تواند جهت اقامت موقت افراد در نظر گرفته شود که البته می بایست از قبل با مسئولین آنها هماهنگی لازم صورت گیرد .و همچنین در سمت شرق این روستا یعنی در مسیر پیمودن راه جهت رسیدن به کوه و غار طرنگ نیز دره ای سرسبز با رودخانه ای زیبا وجود دارد که طول  این دره پوشیده از درختان گوناگون منجمله درخت گردو – چنار –  (اُرس)بادام کوهی – بَنه (پسته کوهی) و بوته های گل خرزهره است و همچنین در نزدیکی چشمه ای زلال با آب پاکیزه چندین درخت چنار بسیار تنومند و کهنسال وجود دارد که عرصه نسبتا وسیعی را سایه انداخته اند که می تواند مکان بسیار مناسبی جهت اتراق و اقامت گروهها باشد . حال اگر همین دره را به سمت شرق(کوه طرنگ) امتداد دهیم بعد ازحدود 15 دقیقه و گذشتن از چند سد کوچک خاکی و سنگی – بتنی به پای کوه می رسیم که از پایین کوه دهانه چندین غار نمودار است که دهانه دو غار مشهود تر است .باید از دهانه غاری که در سمت راست وجود دارد ودر ارتفاع بالاتر قرار دارد صرف نظر نموده و بعد از عبور از مقابل آن و طی یک شیب نسبتا کوتاه در دامنه کوه به دهانه غاری دیگر رسیده که این دهانه غار از پایین کوه به درستی قابل روئت نمی باشد زیرا  در بین شکاف کوه ولابلای شاخه های یک درخت واقع شده .اینجا دهانه اصلی جهت ورود به غار است .

دهانه غار حدود 6 متراست و در ارتفاع تقریبا 3000متری از سطح دریا واقع شده است . گر چه این غار در گذشته توسط هیئت کوهنوردی کرمان شناسایی و مسیر ها و دالانها ودهلیز های غار علامت گذاری وبعضا نام گذاری شده اند و در طول غار علائم وفلش هایی هم جهت راهنمایی افراد وجود دارد ،که فلش های قرمز رنگ مسیر های ناشناخته ویا بن بست غار را نشان می دهد و فلشهای سفید رنگ که مسیرهای مطمئن جهت رفتن به انتهای غار را نشان می دهند و باید آنها را دنبال نمود  . ولی رفتن به داخل این غار و پیمودن مسیر های ایمن آن تا رسیدن به انتهای مناطق خشک آن وابتدای حفرهای دارای آب ، اجالتاً احتیاج به راهنمایی افراد خبره وبا تجربه ای دارد که قبلا مسیرهای این غار را پیموده اند و لازم است از تجهیزات مخصوص غار نوردی وسنگ نوردی و بااستفاده از طناب ، افراد جهت ورود به قعر غار حمایت شوند . از دهانه غار کمی که به سمت داخل غار برویم مسیر نسبتا کم شیب است  اما کم کم شیب بیشتر می شود  و از یک شیب نسبتا تند که می بایست دست به سنگ و با احتیاط کامل پایین رفت ، به یک راهرو می رسیم . اینجا می بایست مسیر مستقیم در امتداد حرکتمان به درون غار را رها نموده و در امتداد دیگر راهرو که  در جهت عکس مسیر پیموده شده تا این مرحله است را دنبال نمود . این قسمت راهرو تنگتر و پرشیب تر شده  و سنگهای آن بسیار صاف وصیقلی و لغزنده است و باید احتیاط بیشتر نمود تابه دهانه چند حفره خیلی عمیق که این حفره ها در زیر به یک تالار نسبتابزرگ منتهی شوند و این حفره ها در سقف این تالار می باشند  برسیم .از کنار حفره بزرگ اول باید با احتیاط هر چه تمام عبور نمو د تا به حفره کوچکتر دوم رسید. اینجا با استفاده از سیم بکسل نردبانی فلزی کاملا قائم و معلق در فضا به ارتفاع تقریبا 10 متر وجود داردکه توسط چند لوله فلزی از بالای این حفره آویزان هستندکه باید توسط این نردبان به تالار پایین تری غار  رفت .

به پایین این نردبان یعنی کف تالار که برسیم مسیر سمت چپ آن به دهلیز ها و راهرو هایی منتهی می شود که نباید رفت یعنی مسیر خط قرمز غار است اما سمت راست تالار نیز به چندین دهلیز و راهرو دیگر دارد.که این راهرو ها ودهلیز ها علامت گذاری وحتی نام گذاری شده اند . مثلا ار کنار  دهلیزی باید عبور نمود که به محلی به اسم "میدان " منتهی می گردد . حال در انتهای این راهرو پیموده شده به دهلیزی می رسیم که این دهلیز ما را به تالار دیگری که از تالار قبلی حدود دو تا سه متر پایین تر است می رساند . در این تالار نیز دهلیز ها و راهرو های متعددی وجود دارد و در انتهای این تالار در گوشه سمت راست به دهانه چند چاه می رسیم که این چاهها به تالارهای زیرین غار که دارای آب می باشند ختم می گردند. چاهی که فلش سفید رنگ به سمت آن است کاملا عمودی است و از نیمه های این چاه دیوار ها کاملا سست وریزشی بوده و نامطمئن می باشد . ولی چاه دیگری در سمت چپ این این چاه وجود دارد که مسیر بهتری دارد و برای پائین رفتن مطمئن تر است . در نیمه های این چاه طناب پلاستیکی گره داری وجود دارد که با استفاده از آن می توان افراد را حمایت نمود تا به انتهای چاه رسید . که البته بهتر است زیاد به این طناب و نردبان طنابی که کنارش وجود دارد اعتماد ننمود و از تجهیزات مورد اطمینان همراه استفاده کرد . به کف چاه که برسیم راهرویی با شیب نسبتا تند و خاکی می رسیم که دهلیز های گوناگونی در امتداد این راهرو  وجود دارد . در اینجا کابل مخابراتی سیاه رنگی محکمی که هم به عنوان راهنمای مسیر و هم جهت استفاده افراد در شیب تند مسیرخاکی وجود دارد که با عبور در امتداد این سیم نهایتا به چند حفره پر از آب می رسیم که بعضی از این حفره ها دارای آب راکد و بعضی نیز دارای آب روان ودر حال حرکت هستند ،خواهیم رسید. که به نظر می رسد اینجا آخرین مسیر خشکی پیموده شده  غار است . البته اینجا انتهای غار محسوب نمی گردد  . ممکن است این حفره ها ی دارای آب نیز به اعماق و انتهای غار ختم گردد که برای رسیدن به این نقاط احتیاج به تجهیزات ایمنی و غواصی خاص است که هنوز تا کنون این حفره ها شناسایی دقیق نشده اند . در اینجا لازم به تذکر است بهتر است ازحفره هایی که دارای آب راکد هستند به هیچ وجه برای آشامیدن استفاده نشود چون احتمال آلوده بودن آب وجود دارد .

در اعماق غار دمای هوا در تمام فصول تقریبا معتدل و ثابت بین 14 تا 20 درجه سانتی گراد است  واز تهویه نسبتا خوبی از هوا برخوردار است .بطوری که در هیچ جای آن کمبود هوا واکسیژن احساس نمی گردد.فقط بر اثر تردد زیاد ممکن است گرد وغبار در هوا پخش گردد که بهتر است از ماسکهای طبی استفاده گردد. در این غار هیچ پوشش گیاهی قابل مشاهده ای وجود ندارد . ولی زندگی جانوری آن شامل جانورانی مثل خفاش و انواعی از حشرات مانندپشه، سوسک سیاه و ... که از فضله خفاش تغذیه می کنند رو یت گردید .

 طول مسیر پیموده شده غار تقریبا 500 متر است و عرض راهروهای و تالار های غار بین 1 متر تا 15 متر متغیر است . چنانچه با راهنمایی افراد با تجربه غار نوردی انجام گیرد حداقل زمانی حدود 5/1ساعت وقت صرف می گردد .بهتر است گروه با تعداد خیلی زیاد نباشد چون گذشتن از راهروهای تنگ وحفره های باریک و عبور از چاهها وقت زیادی برای هر نفر صرف می گرددو توصیه می گردد تعداد افراد گروه از 10 نفر تجاوز ننماید . همچنین لازم است علاوه بر تجهیزات کوهنوردی و کمک های اولیه ، وسایل روشنایی مطمئن نظیر هد لایت و چراغ قوه با لامپ وباطری اضافی و تعداد قابل توجهی شمع به همراه داشت و در طول مسیر با روشن نمودن شمع ها که هم در ایجاد روشنایی موثر است و هم در تشخیص مسیر برگشت کمک زیادی می نماید .

تصاویر غار تُرنگ


روستاي تاريخي و دستكند ميمند

ميمند روستايي صخره‌اي با مردماني با روح نرم و لطيف، روستايي ‌دستكند با چند هزار سال قدمت يادآور ايامي است كه انسانها خدايان خود را در بلنداي‌كوهها جستجو ميكردند و كوه مظهر صلابت و قدرت و الهه عزم و اراده و ايمان تلقي مي‌شد. اين بناي دستكند باستاني، بي‌گمان از نخستين سكونتگاه‌هاي بشري در ايران به شمار مي‌رود، دوراني كه هنوز ايرانيان مهرپرست بودند و كوهها را مقدس مي‌شمردند، اعتقادي كه بعدها نيز جلوه تاريخي و مذهبي داشت و همانگونه كه حضرت موسي(ع) در كوه طور به عبادت و عبوديت مي‌پرداخت و پيامبرگرامي اسلام نيز در غار و كوه حرا به پيامبري مبعوث گرديد. به هر تقدير چند هزار سال پيش از اين، انسانهايي با تيشه عشق و همت و حميت و با اراده و عزمي‌راسخ، فرهادگونه دل سنگ‌ها را شكافتند و يادگاري را به جا گذاشتند كه امروزه پس از گذشت ساليان همچنان نماد عزم و اراده و اقتدار اجداد ايراني به‌شمار مي‌رود. هنوز كسي واقف نيست كه اين مجموعه به دست چه كساني بوجود آمده و انگيزه اين مردمان از احداث چنين بناهايي چه بوده، اما انگيزه مردمان آن زمان بسيار مورد اهميت قرار دارد، چون در آن زمان و با آن وسايل ابتدايي، آفرينش چنين مجموعة با عظمتي با معماري بي‌نظير فابل تحسين است. عده‌اي از محققين نيز معتقدند كه مهرپرستان از غارهايي كه با دست در دل‌كوه كنده‌اند فقط براي عبادت و دفن مردگان استفاده مي‌كردند و بعد از مدتي بنا به اضطرار ناشي از‌آب و هوا و يا هر عامل محيطي مؤثر ديگري، اين غارها را براي سكونت برگزيده‌اند. آئين مهرپرستي قبل از ظهور آئين‌زرتشت در ايران رواج داشته و تا مدتها پس از ظهور وي نيز ادامه داشته‌است. ميمند به دليل استحكام دفاعي در طول تاريخ كمتر دستخوش تحولات كالبدي و اجتماعي شده است و بيشترين تغيير در آن مربوط به چند دهة اخير مي‌باشد. اين تمدن در ابتدا برگرفته از آئين‌مهرپرستي و بعد از آن آئين‌زرتشت بوده‌است. در زمان ساسانيان شهربابك به عنوان زادگاه بابك سرسلسلة ساساني مورد توجه خاص آنها بوده‌است. پس از ظهور اسلام و ورود آن به ايران مردم ميمند كه به آئين‌زرتشتي معتقد بودند به اسلام گرويده و مذهب شيعه را پذيرا گشتند.

جغرافياي ميمند

ميمند در 38 كيلومتري شمال‌شرقي شهرستان شهربابك در عرض 30 درجه و 16 دقيقه و طول 55 درجه و 25 دقيقه قراردارد. ارتفاع آن از سطح دريا 2240 متر و وسعت آن 420 كيلومتر‌مربع است. باران ساليانه آن 185 ميليمتر است. اين روستا بين شهرهاي يزد، كرمان و شيراز قرار دارد. ميمند در دهستان‌ميمند، در شهرستان شهربابك و در استان كرمان واقع شده است.
آنچه مورد اهميت است و بي‌شك بر نحوه شناخت ميمندي اثر گذارده اين است كه مسكن از روي هم گذاردن سنگ و آجر و غيره پديد نمي‌آيد، يعني در فضاي باز ساخته نمي‌شود، بلكه با از ميان برداشتن انبوهي از خاك شكل ميگيرد و انسان نياز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلكه بايد توده‌اي را بردارد تا پناهگاه مهيا شود. به همين دليل براي اتاق، طاقچه در اندازه‌هاي مختلف كنده شده است كه جاي رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غيرو كنده شده است. به همين دليل كنار ديوارهاي خانه گنجه گذارده نمي‌شود، بلكه با كندن ديوار، حفره يا طاقچه‌اي بوجود مي‌آيد كه اشياء و لوازم در آنها گذاشته شده و يا در آنها آويزان مي‌گردند.كل يك خانه كه ممكن است شامل يك يا چند اتاق و اصطبل باشد يك كيچه است. يك واحد يك ورودي مشترك دارد و در پاگرد ممكن است طويله در يك سو و اتاق نشيمن در طرف ديگر باشد. همه كيچه‌ها يك ساختار ندارند. هم اندازه و هم تعداد اتاقها متفاوت است و همانگونه كه ذكر شد نام هر واحد كيچه (
kiche ) است. جدا كردن اتاق از پستو و يا پوشانيدن برخي از طاقچه ها با پرده‌اي پارچه‌اي صورت مي‌گيرد. كليدون در ديوار كنار درب نصب مي‌شود، كليد را در آن قرار مي دهند تا زبانه پشت در قرار گيرد. درجه حرارت اين اتاقها حدود 5 درجه متفاوت از بيرون است. در سال 1383در بهمن‌ماه در حالي كه در بيرون حرارت 10 درجه سانتيگراد بود، در درون 15 درجه و در خرداد ماه 1384 در حالي كه بيرون 24 درجه سانتيگراد بود در درون 18 درجه سانتيگراد بود. ايجاد اجاق و در زبان محلي ديدون ( didon ) در درون اتاقها و سوزاندن هيزم طي ساليان متمادي در آن موجب سياهي رنگ سقف و بدنة اتاقها شده و برپا كردن آتش و تهيه غذا در درون اتاقها باعث گرديده تا بدنه داخل اتاقها ايزولاسيون شده و باعث عمر بيشتر اتاقها شود و متأسفانه چون ديگر در خيلي از اتاقها آتش افروخته نمي‌شود باعث شده تا خاك سقفها به آهستگي ريزش پيدا كند. اندازه اين اتاقها كه البته از نظر هندسي منظم نيستند، متفاوت است و يك اتاق 3×4 به بلندي 90/1 تا 10/2 متر معمولي است و بزرگترين كيچه از 90 متر مربع تجاوز نمي كند. كف پوشها اكثراً نمد، مخشيف، گليم يا قاليچه به اندازه‌هاي متفاوت در سايزهاي150×1 و 40/1×80/1 متر موجود است.
تعداد كيچه ها در خود روستا 406 عدد و تعداد اطاق ها 2560 عدد مي باشد.
ساكنان اين روستا داراي آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گويش آنها هنوز از كلمات پهلوي ساساني استفاده مي شود. روستاي 3 هزارساله ميمند تنها روستاي تاريخي در جهان است كه هنوز روابط سنتي زندگي در آن جريان دارد و مي توان تعامل انسان و طبيعت در هزار دوم ميلادي را بخوبي در آن ديد. اين روستا هفتمين منظر فرهنگي_طبيعي و تاريخي جهان بود كه جايزه مركوري را دريافت كرد.
جايزه ملينا مركوري جايزه اي است كه از سوي دولت يونان و با همكاري مجامع فرهنگي بين المللي مانند يونسكو و ايكوموس (شواري حفاظت از بناها و محوطه هاي تاريخي) به آثاري اهدا مي شود كه داراي شرايط و ضوابط فرهنگي، طبيعي و تاريخي منحصر به فرد باشد.
روستاي ميمند در مهر ماه 1385 به عنوان روستاي نمونه ملي گردشگري معرفي گرديد.
مدارك براي شركت در مسابقه بزرگ معماري آقا خان ارسال شده است و در ضمن اقداماتي جهت ثبت جهاني ميمند صورت گرفته است.
معاني واژه ميمند و اصطلاح آن
ميمند در لغت و اصطلاح به تعابير مردمانش و آنچه صاحبنظران در پيرامون آن نقل مي‌كنند تعابير متفاوتي دارد:
ـ عده‌اي معتقدند اصطلاح و لغت ميمند، از دو واژه ( مي ) و ( مند ) است كه (مي‌) به معناي شراب و(مند) به معناي مست و مستي مي‌باشد. اما تعبير فلسفي اين اصطلاح آن است كه چون اين روستا در قبل از اسلام حفر شده، مردان اين نواحي (مي ) مي‌نوشيده‌اند و مست مي‌شده‌اند و اين حفره ها را در اثر مستي مي‌كنده‌اند.
ـ عده‌اي ديگر عقيده دارند واژه ميمند مأخذ از ميمنت و مباركي بوده است.
ـ عده‌اي نيز بر اين باورند كه مردمان اين نواحي از ميمند فارس مهاجرت كرده و چون در اين ناحيه اقامت گزيده‌اند، آن را ميمند نام نهاده‌اند و باورهاي ديگر....
خصوصيات طبيعي
آب و هواي ميمند از نوع معتدل كوهستاني است كه از ويژگيهاي آن زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل است. روستاي‌ميمند در مرز مشترك دشت و كوهستان قرار دارد و اين دشت در فاصلة شهر بابك و ميمند قرار داشته و درگذشته پوشيده از درختان‌پسته و بادام‌وحشي بوده‌است كه در حال حاضر محدود به دشتهاي اطراف روستاي ميمند مي شود.كمي نزديكتر به به روستاي‌ميمند نيز درختان توت و شاه‌توت به وفور يافت مي‌شود. دشت ميمند همچنين مملو از جانوران بياباني همچون مار، سوسمار، جوجه تيغي، لاك‌پشت، خرگوش و... است. به علاوه در كوهستانهاي‌ميمند نيز حيوانات‌وحشي مختلفي همچون آهو، پلنگ، گرگ، روباه، بزكوهي،كبك و پرندگان شكاري يافت‌مي‌شود.
چندين رودخانة فصلي و تعدادي قنات به علاوه چند چشمه در ميمند و اطراف آن وجود دارد كه موجب رونق كشاورزي در اين منطقه گرديده‌است. كشاورزي در ميمند همچون ساير آثارطبيعي جلوه ويژه‌اي به اين روستا ميدهد. در فصل بهار ميمند زيباترين چهره را به خود ميگيرد. طراوت، شادابي و سرسبزي دشت ميمند و آب و هواي
مطلوب آن انبوهي از جمعيت شهرها و روستاههاي اطراف را به سمت خود كشيده و مردم اوقات فراغت خود را در اين روستا و يا دركنار چشمه‌ها، قنات‌ها و رودخانة ميمند ميگذرانند.
اقتصاد و فرهنگ و مردم
اقتصاد مردم ميمند بر سه محور كشاورزي، دامداري و قاليبافي مي‌چرخد كه در اين ميان قاليبافي نقش بسيار مهمي داشته‌است به گونه‌اي كه در حال حاضر نيز قالي ميمند از بهترين قاليهاي‌كرمان بوده و شهرت جهاني دارد. عليرغم ورود تكنولوژي به زندگي روستائيان،مردمان ميمند از همان ابزارهاي سنتي براي بر آوردن نياز خود استفاده كرده و كمتر به ابزارهاي مدرن روي آورده‌اند.
اهالي روستا مسلمان و شيعةاثني‌عشري هستند و مسجد و حسينية ميمند علاوه بر وجوه مذهبي مركز تبادل نظر اهالي مي‌باشد.
گياهان دارويي منطقة ميمند
گياهان همواره در محيط‌زيست ميمند وجود داشته وگياهان‌دارويي در اين منطقه نقش مهمي را ايفا نموده‌اند. آنچه مسلم است، انسان براي رهايي از درد و درمان‌ بيماريها در گذشته و حال بهترين شيوه را، استفاده از داروهاي‌گياهي در نظر داشته‌است و منطقة ميمند از اين امر مستثني نيست.
حمام ميمند
حمام ميمند كه مثل خانه‌هاي آن در دل سنگ كنده شده يكي از عجايب اين خانه‌ها است كه بصورت حمامهاي سنتي داراي خزانه بوده و طبق روايات مردمان آنجا كه به خاطر دارند و شواهد موجود مسائل و نكات بهداشتي در آن رعايت مي‌شده است. ساختمان اين حمام بدين طريق است كه: كوچه‌اي آنرا به داخل دالاني وصل مي‌كند يعني اول مانند ديگر حفره‌هاي آن كوچه كنده شده و اين كوچه در انتها به دالاني ختم مي شود پس از دالان يعني در وسط آن دري است كه به رختكن حمام متصل مي شود اين رختكن داراي حوضي در وسط و سه سكو در اطراف مي‌باشد. كه درب ديگري آنرا به صحن حمام وصل مي‌كند در پايين صحن خزانه‌اي كنده شده كه در سنگ است و منفذي هلالي شكل آنرا به صحن وصل مي‌كند كه براي برداشتن آب بوده در وسط خزانه گودالي است كه جاي قرار دادن ديگي براي گرم كردن آب بوده و در پايين و پشت اين چاله دالاني است كه درب آن به خارج حمام باز مي‌شده كه آتش‌خانه و محل بر‌افروختن آتش در زير حمام قرار داشته. براي گرم كردن حمام منفذي بوده كه دود در آن مي‌پيچيده و آنرا گرم مي‌كرده كه پس از گرم شدن گرفته مي‌شده است. و اما در طرف راست خزانه حوضي بوده كه محل شستن پا و آب كشيدن آن بوده‌است و در طرف چپ حمام بريدگي كوچكي براي نظافت و دارو كشيدن بوده‌است. طريقه حمام كردن به اين ترتيب انجام مي‌گرفته است كه حمامي در جلو خزانه مي‌ايستاده و بدن مراجعه‌كنندگان را بوسيله ظرفي با ريختن آب خيس ميكرده كه پس از چرك كردن و ريختن آب دوباره و تميز شدن بدن. فرد مي‌توانسته براي غسل كردن داخل خزانه برود و پس از انجام غسل از سمت راست يعني اطاقي كه حوض در آن بوده خارج مي‌شده و پاي خود را آب مي‌كشيده است. از نكات عجيب در اين حمام آن است كه سوراخي در بالاي صحن و رختكن مي باشد كه سنگي مرمر بر روي آن گذاشته‌اند كه اين سنگ به طرز عجيبي نور را در حمام منعكس مي‌كند و در واقع منبع نور حمام مي‌باشد. علاوه بر اين ديگر منابع روشنايي حمام عبارتند از: روغن گياهي بنام ( كن تون ) يا كنده خشك پوسيده‌اي كه كمتر دود مي‌كند. ريشه گياهي بنام ( جلا ) كه نوعي خار بوده و از آن كتيرا به عمل مي‌آورند و چراغ‌موشي، كه اكنون اين حمام برق‌كشي شده است
مدرسه
مدرسه قديم روستا، به همان شيوه و طرح واحدهاي مسكوني ساخته شده‌است، با اين تفاوت كه عرض و عمق كيچه و مسير ورود آن بيشتر از واحدهاي مسكوني است. به طور كلي هرچه از ابتداي كيچه به عمق آن مي‌رويم ابعاد كلاسها گسترده‌تر مي‌شود و اين، به دليل افزايش ضخامت بوده‌است. طول كيچه مدرسه كه در كوه كنده شده- حدود 18 متر مي باشد و عرض آن از ابتدا تا انتها بين 15 الي 6 متر متغير است. در مجموع اين مدرسه داراي 5 فضا كه از آنها به عنوان كلاس و دفتر استفاده مي‌شده است. دوتا از اين فضاها در امتداد كيچه و سه تاي آنها در سه طرف ايواني به ارتفاع سه متركه در انتهاي كيچه كنده شده قرار دارد كه ابعاد آن 5/5 ×5/5 و داراي دو ورودي مي‌باشد. حجاران ميمندي اين كلاس را در انتهاي كيچه ساخته‌اند. زيرا ضخامت سقف به مرور كه به عمق مي رويم بيشتر مي‌شود. در جلوه كيچه مدرسه، حياط بزرگي قرار دارد كه به سنگ خشكه چين محصور شده است. و درون آن درختي بنام (تايي ) وجود دارد.
مسجد
مسجد ميمند مولود تغييراتي است كه در يك يا چند واحد مسكوني داده شده‌است. اين مسجد در حدود 120 متر مربع وسعت داردو شكل آن مدور و نامنظم است بعد از عبور از راهرويي به پهناي 5/1 متر به صحن مسجد مي‌رسيم. سقف مسجد بر روي سه ستون سنگي به ارتفاع دو متر بنا شده‌است. محراب مسجد در سنگ كنده شده و ارتفاع آن در حدود 1 متر مي‌باشد. حجاران ميمندي كه آثار و نشانه‌هاي تيشه آنها بر در و ديوارها و سقف مسجد هنوز به خوبي نمايان است. در مسجد طاقچه‌ها، محراب و منبر سنگي ايجاد كرده‌اند. علاوه بر اين در طرفين ورودي مسجد – در بدنه ديوار – طاقچه‌هايي مخصوص قرار دادن كفش ايجاد كرده‌اند. كف مسجد فاقد سنگفرش و يا هر پوشش ساختماني بوده و با قالي‌هاي دستباف ميمندي، كف سنگي آن فرش شده. اين مسجد هيچگونه منفذي براي نور‌گيري ندارد و نور آن از طريق در ورودي مسجد تامين مي‌شود بناي اين مسجد با توجه به اسناد موجود به سال 1240 هجري قمري بر مي‌گردد.
حسينيه
حسينيه ميمند، در وسط روستا قرار دارد و داراي سه ايوانچه با طاق گهواره‌اي است كه در انتهاي آنها وروديهاي حسينيه قرار دارند بناي حسينيه از تجمع چند منزل مسكوني صخره‌اي ايجاد شده و تمامي اجزاي آن از سنگ تراشيده شده‌اند فضاهاي داخلي حسينيه داراي پلاني نا‌منظم بوده و 200 متر مربع مساحت دارد كه چهار ستون قطور مستطيل شكل ايستايي آن را حفظ مي‌كنند در گذشته يك منبر سنگي چسبيده به زمين و متكي به اولين ستون كنار ورودي حسينيه وجود داشته‌است كه اخيرا آنرا تراشيده‌اند و به جاي آن منبر چوبي قرار داده‌اند. ارتفاع سقف حسينيه در بعضي از نقاط آن 80/1 و در نقاط ديگر، 30/2 متر مي‌باشد. حسينيه ميمند همچون ساير بناهاي صخره‌اي فاقد هرگونه تزيين و اندودي مي‌باشد و در آن كتيبه‌اي كه اشاره‌اي به تاريخ حسينيه كرده‌باشد وجود ندارد اين در‌حالي است كه بناي حسينيه مدام در حال تغيير بوده و در دوره‌هاي مختلف فضاهايي به آن اضافه شده‌است تا مساحت داخلي آن جوابگوي ساكنين باشد.
خدمات رفاهي و گردشگري
مهمانسرا: در محيطي به قدمت تاريخ به شيوه كاملا سنتي و برگرفته از طبيعت و معماري تاريخي روستا براي اقامت گردشگران داخلي و خارجي مهيا مي باشد.
رستوران سنتي( سفره سراي سنتي ): مبلمان به شيوه كاملا سنتي و برگرفته از طبيعت و معماري تاريخي روستا ساخته‌شده‌ و ميزهاي رستوران از سنگ و پايه چوبي دارد و با غذاهاي بومي و سنتي از ميهمانان پذيرايي مي شود.
در مبحث گردشگري نيز شركت خصوصي آريان ايساتيس ، برگزاركننده تورهاي كوهنوردي و ... در ميمند مي باشد.
منابع و مؤاخذ
طـرح هاي پيشنهادي خدمات گردشگري روستاي دستكند ميمند ـ محمد رضا حاجي رحيمي
سراي ميمند ـ سهيلا شهشهاني
شهربابك، سرزمين فيروزه ـ زهرا حسيني موسي

منبع :سایت کانون گردشگران جوان ایران

تصاویر میمند